☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۸۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

آه که بار دگر آتش در من فتاد — وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد

آه که دریای عشق بار دگر موج زد — وز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد

آه که جست آتشی خانه دل درگرفت — دود گرفت آسمان آتش من یافت باد

آتش دل سهل نیست هیچ ملامت مکن — یا رب فریاد رس ز آتش دل داد داد

لشکر اندیشه‌ها می‌رسد از بیشه‌ها — سوی دلم طلب طلب وز غم من شاد شاد

ای دل روشن ضمیر بر همه دل‌ها امیر — صبر گزیدی و یافت جان تو جمله مراد

چشم همه خشک و تر مانده در همدگر — چشم تو سوی خداست چشم همه بر تو باد

دست تو دست خدا چشم تو مست خدا — بر همه پاینده باد سایه رب العباد

ناله خلق از شماست، آنِ شما از کجاست ؟ — این همه از عشق زاد عشق عجب از چه زاد ؟

شمسِ حقِ دین توی مالک مُلک وجود — ای که ندیده چو تو عشق دگر کیقباد

← Önceki 881 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı