☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۸۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید — جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسید

زحمت سرما و دود رفت به کور و کبود — شاخ گل سرخ را وقت نثاران رسید

باغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواست — لطف خدا یار شد دولت یاران رسید

آمد خورشید ما باز به برج حمل — معطی صاحب عمل سیم شماران رسید

طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را — همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید

بر مثل وام دار جمله به زندان بدند — زرگر بخشایشش وام گزاران رسید

جمله صحرا و دشت پر ز شکوفه‌ست و کشت — خوف تتاران گذشت مشک تتاران رسید

هر چه بمردند پار حشر شدند از بهار — آمد میر شکار صید شکاران رسید

آن گل شیرین لقا شکر کند از خدا — بلبل سرمست ما بهر خماران رسید

وقت نشاط‌ست و جام خواب کنون شد حرام — اصل طرب‌ها بزاد شیره فشاران رسید

جام من از اندرون باده من موج خون — از ره جان ساقی خوب عذاران رسید

← Önceki 891 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı