☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا — زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی

زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور — زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا

زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال — زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی

چو جان سلسله‌ها را بدرد به حرونی — چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا

علم‌های الهی ز پس کوه برآمد — چه سلطان و چه خاقان چه والی و چه والا

چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را — بزن گردن آن را که بگوید که تسلا

چو بی‌واسطه جبار بپرورد جهان را — چه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه سهلا

گر اجزای زمینی وگر روح امینی — چو آن حال ببینی بگو جل جلالا

گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد — دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا

فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروش — توی باده مدهوش یکی لحظه بپالا

تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار — بپالا و بیفشار ولی دست میالا

خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش — مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا

← Önceki 92 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı