☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۲۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چو عشق را هوس بوسه و کنار بود — که را قرار بود جان که را قرار بود

شکارگاه بخندد چو شه شکار رود — ولی چه گویی آن دم که شه شکار بود

هزار ساغر می‌نشکند خمار مرا — دلم چو مست چنان چشم پرخمار بود

گهی که خاک شوم خاک ذره ذره شود — نه ذره ذره من عاشق نگار بود

ز هر غبار که آوازهای و هو شنوی — بدانک ذره من اندر آن غبار بود

دلم ز آه شود ساکن و ازو خجلم — اگر چه آه ز ماه تو شرمسار بود

به از صبوری اندر زمانه چیزی نیست — ولی نه از تو که صبر از تو سخت عار بود

ایا به خویش فرورفته در غم کاری — تو تا برون نروی از میان چه کار بود

چو عنکبوت زدود لعاب اندیشه — دگر مباف که پوسیده پود و تار بود

برو تو بازده اندیشه را بدو که بداد — به شه نگر نه به اندیشه کان نثار بود

چو تو نگویی گفت تو گفت او باشد — چو تو نبافی بافنده کردگار بود

← Önceki 922 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı