☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب پنجم در عشق و جوانی › حکایت شمارهٔ ۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گویند خواجه‌ای را بنده‌ای نادر الحُسن بود و با وی به سبیلِ مودّت و دیانت نظری داشت. — با یکی از دوستان گفت: «دریغ این بنده، با حُسن و شَمایِلی که دارد اگر زبان‌درازی و بی‌ادبی نکردی.»

گفت: «ای برادر! چو اقرارِ دوستی کردی، توقّعِ خدمت مدار که چون عاشق و معشوقی در میان آمد، مالک و مملوک برخاست.» — خواجه با بندهٔ پری‌رخسار

چون در آمد به بازی و خنده — نه عجب، کاو چو خواجه حکم کند

واین کشد بارِ ناز چون بنده

← Önceki 135 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı