☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب پنجم در عشق و جوانی › حکایت شمارهٔ ۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحب‌جمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانی‌اند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.» — هر که سلطان مریدِ او باشد

گر همه بد کند، نکو باشد — و آن که را پادشه بیندازد

کَسش از خیل خانه ننوازد — کسی به دیدهٔ انکار اگر نگاه کند

نشانِ صورتِ یوسف دهد به ناخوبی — و گر به چشمِ ارادت نگه کنی در دیو

فرشته‌ایت نماید به چشم کَرّوبی

← Önceki 134 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı