☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب ششم در ضعف و پیری › حکایت شمارهٔ ۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

توانگری بخیل را پسری رنجور بود. نیکخواهان گفتندش: مصلحت آن است که ختم قرآنی کنی از بهر وی یا بذل قربانی. لختی به اندیشه فرورفت و گفت: مُصْحَفِ مهجور اولیتر است که گلهٔ دور. — صاحبدلی بشنید و گفت: ختمش به علت آن اختیار آمد که قرآن بر سرِ زبان است و زر در میانِ جان.

دریغا گردنِ طاعت نهادن — گرش همراه بودی دست دادن

به دیناری چو خر در گِل بمانند — ور الحمدی بخواهی صد بخوانند

← Önceki 161 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı