☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب هفتم در تأثیر تربیت › حکایت شمارهٔ ۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حکیمی پسران را پند همی‌داد که جانان پدر، هنر آموزید که مُلک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر، در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یک‌بار بِبَرد یا خواجه به تَفاریق بخورد. اما هنر چشمهٔ زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛ هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند. — سخت است پس از جاه تَحَکُّم بردن

خو کرده به ناز، جور مردم بردن — وقتی افتاد فتنه‌ای در شام

هر کس از گوشه‌ای فرا رفتند — روستازادگان دانشمند

به وزیریّ پادشا رفتند — پسران وزیر ناقص‌عقل

به گدایی به روستا رفتند

← Önceki 165 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı