☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب هفتم در تأثیر تربیت › حکایت شمارهٔ ۱۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

فقیره درویشی حامله بود، مدّت حمل بسر آورده و مر این درویش را همه عمر فرزند نیامده بود. — گفت: اگر خدای عز ّو جل مرا پسری دهد، جز این خرقه که پوشیده دارم هر چه در ملک من است ایثار درویشان کنم.

اتفاقاً پسر آورد و سفره درویشان به موجب شرط بنهاد. — پس از چند سالی که از سفر شام باز آمدم به محلت آن دوست برگذشتم و از چگونگی حالش خبر پرسیدم.

گفتند به زندان شحنه دَر است. — سبب پرسیدم.

کسی گفت: پسرش خمر خورده است و عربده کرده است و خون کسی ریخته و خود از میان گریخته، پدر را به علت او سلسله در نای است و بند گران بر پای. — گفتم: این بلا را به حاجت از خدای عزّ و جل خواسته است!

زنان باردار ای مرد هشیار — اگر وقت ولادت مار زایند

از آن بهتر به نزدیک خردمند — که فرزندان ناهموار زایند

← Önceki 173 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı