☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب هفتم در تأثیر تربیت › حکایت شمارهٔ ۱۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

پارسایی بر یکی از خداوندان نعمت گذر کرد که بنده‌ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی‌کرد. گفت: ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عز ّو جل اسیر حکم تو گردانیده است و تو را بر وی فضیلت داده شکر نعمت باری تعالی به جای آر و چندین جفا بر وی مپسند، نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری. — بر بنده مگیر خشم بسیار

جورش مکن و دلش میازار — او را تو به ده درم خریدی

آخر نه به قدرت آفریدی — این حکم و غرور و خشم تا چند

هست از تو بزرگتر خداوند — ای خواجهٔ ارسلان و آغوش

فرمانده خود مکن فراموش — در خبر است از خواجهٔ عالم صلی الله علیه و سلم که گفت: بزرگترین حسرتی روز قیامت آن بود که یکی بندهٔ صالح را به بهشت برند و خواجهٔ فاسق را به دوزخ.

بر غلامی که طوع خدمت توست — خشم بی حد مران و طیره مگیر

که فضیحت بود به روز شمار — بنده آزاد و خواجه در زنجیر

← Önceki 179 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı