☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۱۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دلی که غیب‌نمای است و جامِ جم دارد — ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد؟

به خَطُّ و خالِ گدایان مده خزینهٔ دل — به دستِ شاهوَشی دِه که محترم دارد

نه هر درخت تحمّل کند جفایِ خزان — غلامِ همتِ سروم که این قدم دارد

رسید موسمِ آن کز طرب چو نرگسِ مست — نهد به پایِ قدح هر که شش درم دارد

زر از بهایِ می اکنون چو گل دریغ مدار — که عقلِ کل به صدت عیب متّهم دارد

ز سِرِّ غیب، کس آگاه نیست؛ قصّه مخوان — کدام مَحرمِ دل ره در این حرم دارد؟

دلم که لافِ تَجَرُّد زدی، کنون صد شغل — به بویِ زلفِ تو با بادِ صبحدم دارد

مرادِ دل ز که پرسم؟ که نیست دلداری — که جلوهٔ نظر و شیوهٔ کرم دارد

ز جَیبِ خرقهٔ حافظ چه طَرف بِتوان بست — که ما صمد طلبیدیم و او صَنم دارد

← Önceki 119 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı