☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به کویِ میکده یا رب سحر چه مشغله بود؟ — که جوشِ شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

حدیثِ عشق که از حرف و صوت مُستَغنیست — به نالهٔ دف و نی در خروش و ولوله بود

مباحثی که در آن مجلسِ جنون می‌رفت — وَرایِ مدرسه و قال و قیلِ مسأله بود

دل از کرشمهٔ ساقی به شُکر بود ولی — ز نامساعدیِ بختش اندکی گِلِه بود

قیاس کردم و آن چشمِ جادوانهٔ مست — هزار ساحر چون سامریش در گَله بود

بگفتمش به لبم بوسه‌ای حوالت کن — به خنده گفت کِی‌ات با من این معامله بود؟

ز اخترم نظری سعد در رَه است که دوش — میان ماه و رخِ یارِ من مُقابله بود

دهانِ یار که درمانِ دردِ حافظ داشت — فغان که وقتِ مُرُوَّت چه تنگ حوصله بود

← Önceki 215 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı