☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۲۱۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مسلمانان مرا وقتی دلی بود — که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گِردابی چو می‌افتادم از غم — به تدبیرش امیدِ ساحلی بود

دلی همدرد و یاری مصلحت بین — که اِستِظهارِ هر اهلِ دلی بود

ز من ضایع شد اندر کویِ جانان — چه دامنگیر یا رب منزلی بود

هنر بی‌عیبِ حِرمان نیست لیکن — ز من محروم‌تر کِی سائلی بود؟

بر این جانِ پریشان رحمت آرید — که وقتی کاردانی کاملی بود

مرا تا عشق تعلیمِ سخن کرد — حدیثم نکتهٔ هر محفلی بود

مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است — که ما دیدیم و محکم جاهلی بود

← Önceki 217 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı