☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۰۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر نکته‌ای که گفتم در وصفِ آن شَمایل — هر کو شنید گفتا «لِلّهِ دَرُّ قائل»

تحصیلِ عشق و رندی آسان نمود اول — آخر بسوخت جانم در کسبِ این فضایل

حَلّاج بر سرِ دار این نکته خوش سُراید — «از شافعی نپرسند امثالِ این مسائل»

گفتم که «کِی ببخشی بر جانِ ناتوانم؟» — گفت «آن زمان که نَبْوَد جان در میانه حائل»

دل داده‌ام به یاری، شوخی‌، کَشی، نگاری — مَرضیّةُ السَجایا مَحمودَةُ الخَصائل

در عینِ گوشه‌گیری بودم چو چشمِ مستت — و اکنون شدم به مستان چون ابرویِ تو مایل

از آبِ دیده صد رَه طوفانِ نوح دیدم — وز لوحِ سینه نقشت هرگز نگشت زایل

ای دوست دستِ حافظ تَعویذِ چشم زخم است — یا رب ببینم آن را در گردنت حَمایل

← Önceki 307 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı