☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست — بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست

غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود — ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست

چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب — سروشِ عالَمِ غیبم چه مژده‌ها دادست

که ای بلندنظر شاهبازِ سِدره‌نشین — نشیمن تو نه این کُنجِ محنت‌آبادست

تو را ز کنگرهٔ عرش می‌زنند صفیر — ندانمت که در این دامگه چه افتادست

نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر — که این حدیث، ز پیرِ طریقتم یادست

غمِ جهان مخور و پندِ من مَبَر از یاد — که این لطیفهٔ عشقم ز رهروی یادست

رضا به داده بده وز جبین گره بگشای — که بر من و تو دَرِ اختیار نگشادست

مجو درستیِ عهد از جهانِ سست‌نهاد — که این عجوز، عروسِ هزاردامادست

نشان عهد و وفا نیست در تبسّمِ گل — بنال بلبل بی‌دل که جای فریادست

حسد چه می‌بری ای سست‌نظم بر حافظ؟ — قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست

← Önceki 37 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı