☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۷۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم — که من نسیم حیات از پیاله می‌جویم

عبوس زهد به وجه خمار ننشیند — مرید خرقهٔ دردی‌کشان خوش‌خویم

شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست — کشید در خم چوگان خویش چون گویم

گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید — کدام در بزنم؟ چاره از کجا جویم؟

مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی — چنان که پرورشم می‌دهند، می‌رویم

تو خانقاه و خرابات در میانه مبین — خدا گواه که هر جا که هست، با اویم

غبار راه طلب، کیمیای بهروزی‌ست — غلام دولت آن خاک عنبرین بویم

ز شوق نرگس مست بلندبالایی — چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم

بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک — غبار زرق به فیض قدح فروشویم

← Önceki 379 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı