☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

خوش‌تر از فکر می و جام چه خواهد بودن؟ — تا ببینم که سرانجام چه خواهد بودن

غم دل چند توان خورد؟ که ایام نماند — گو نه دل باش و نه ایام چه خواهد بودن؟

مرغ کم‌حوصله را گو غم خود خور که بر او — رحمِ آن کس که نهد دام چه خواهد بودن؟

باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش — اعتبار سخن عام چه خواهد بودن؟

دست‌رنج تو همان به که شود صرف به کام — دانی آخر که به ناکام چه خواهد بودن؟

پیر میخانه همی‌خواند معمایی دوش — از خط جام، که فرجام چه خواهد بودن؟

بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل — تا جزای من بدنام چه خواهد بودن

← Önceki 391 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı