☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

اگر چه باده فَرَح بخش و باد گُل‌بیز است — به بانگِ چَنگ مخور مِی که مُحتَسِب تیز است

صُراحی‌ای و حریفی گَرَت به چَنگ افتد — به عقل نوش که ایام فتنه‌ انگیز است

در آستینِ مُرَقَع پیاله پنهان کن — که همچو چشمِ صُراحی، زمانه خونریز است

به آبِ دیده بشوییم خِرقه‌ها از می — که موسمِ وَرَع و روزگارِ پرهیز است

مجوی عیشِ خوش از دورِ باژگونِ سِپِهر — که صاف این سر خُم جمله دُردی آمیز است

سپهرِ بَر شده پرویزنی‌ست خون افشان — که ریزه‌اش سر کَسری و تاجِ پرویز است

عراق و فارس گرفتی به شعرِ خوش حافظ — بیا که نوبتِ بغداد و وقتِ تبریز است

← Önceki 41 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı