☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۱۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

تاب بنفشه می‌دهد طرّهٔ مشک‌سای تو — پردهٔ غنچه می‌درد خندهٔ دلگشای تو

ای گل خوش‌نسیمِ من بلبلِ خویش را مسوز — کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان — قال و مقال عالَمی می‌کشم از برای تو

دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار — گوشهٔ تاج سلطنت می‌شکند گدای تو

خرقهٔ زهد و جام مِی گرچه نه درخور همند — این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر — کاین سر پُر هوس شود خاک در سرای تو

شاه‌نشین چشم من تکیه‌گه خیال توست — جای دعاست شاه من بی‌تو مباد جای تو

خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن — حافظِ خوش‌کلام شد مرغِ سخن‌سرایِ تو

← Önceki 411 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı