☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۱۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای پیک راستان خبر یار ما بگو — احوال گل به بلبل دستان‌سرا بگو

ما محرمان خلوت انسیم غم مخور — با یار آشنا سخن آشنا بگو

بر هم چو می‌زد آن سر زلفین مشک‌بار — با ما سر چه داشت؟ ز بهر خدا بگو

هر کس که گفت «خاک در دوست توتیاست» — گو «این سخن معاینه در چشم ما بگو»

آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند — گو «در حضور پیر من این ماجرا بگو»

گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود — بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو

هر چند ما بَدیم تو ما را بِدان مگیر — شاهانه ماجرای گناه گدا بگو

بر این فقیر، نامهٔ آن محتشم بخوان — با این گدا حکایت آن پادشا بگو

جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند — بر آن غریب ما چه گذشت؟ ای صبا بگو

جان‌پرور است قصّهٔ ارباب معرفت — رمزی برو بپرس، حدیثی بیا بگو

حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند — می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو

← Önceki 415 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı