☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۲۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دوش رفتم به در میکده خواب‌آلوده — خرقه تر دامن و سجّاده شراب‌آلوده

آمد افسوس‌کنان مغبچهٔ باده‌فروش — گفت بیدار شو ای رهرو خواب‌آلوده

شست و شویی کن و آن‌گه به خرابات خِرام — تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده

به هوای لب شیرین پسران چند کنی — جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده

به طهارت گذران منزل پیری و مکن — خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده

پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به در آی — که صفایی ندهد آب تراب‌آلوده

گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست — که شود فصل بهار از می ناب آلوده

آشنایانِ رهِ عشق در این بحر عمیق — غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده

گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش — آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

← Önceki 423 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı