☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۲۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ساقی بیا که شد قدحِ لاله پر ز می — طامات تا به چند و خرافات تا به کی؟

بگذر ز کبر و ناز که دیده‌ست روزگار — چینِ قبای قیصر و طرْفِ کلاهِ کی

هشیار شو که مرغِ چمن مست گشت، هان — بیدار شو که خوابِ عدم در پی است، هی

خوش‌نازکانه می‌چمی ای شاخ نوبهار! — کآشفتگی مبادت از آشوبِ بادِ دی

بر مِهرِ چرخ و شیوهٔ او اعتماد نیست — ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکرِ وی

فردا شرابِ کوثر و حور از برای ماست — و امروز نیز ساقیِ مه‌روی و جام می

بادِ صبا ز عهدِ صبی یاد می‌دهد — جان‌دارویی که غم ببرد درده ای صبی!

حشمت مبین و سلطنتِ گل، که بسپرد — فراشِ باد هر ورقش را به زیر پی

درده به یاد حاتمِ طی جام یک منی — تا نامهٔ سیاه بخیلان کنیم طی

زآن می که داد حُسن و لطافت به ارغوان — بیرون فکند لطف مزاج از رخش به خوی

مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان — استاده است سرو و کمر بسته است نی

حافظ حدیثِ سحرفریبِ خوشت رسید — تا حدِ مصر و چین و به اطرافِ روم و ری

← Önceki 429 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı