☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۳۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی — پُر کن قدح که بی مِی، مجلس ندارد آبی

وصف رخ چو ماهش، در پرده راست نآید — مطرب بزن نوایی، ساقی بده شرابی

شد حلقه، قامت من، تا بعد از این رقیبت — زین در دگر نراند، ما را به هیچ بابی

در انتظار رویت، ما و امیدواری — در عشوهٔ وصالت، ما و خیال و خوابی

مخمور آن دو چشمم، آیا کجاست جامی؟ — بیمار آن دو لعلم، آخر کم از جوابی

حافظ چه می‌نهی دل، تو در خیال خوبان — کی تشنه سیر گردد، از لمعهٔ سرابی؟

← Önceki 432 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı