☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۹۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به چشم کرده‌ام ابرویِ ماه‌سیمایی — خیالِ سبزخطی، نقش بسته‌ام جایی

امید هست که منشورِ عشق‌بازیِ من — از آن کمانچهٔ ابرو رسد به طُغرایی

سَرم زِ دست بشد، چشم از انتظار بسوخت — در آرزویِ سر و چشمِ مجلس‌آرایی

مُکدّر است دِل، آتش به خرقه خواهم زد — بیا! ببین! که کِرا می‌کُند تماشایی

به روزِ واقعه، تابوتِ ما زِ سرو کنید — که می‌رَویم به داغِ بلندبالایی

زمامِ دِل به کسی دادِه‌ام منِ دَرویش — که نیستش به کس از تاج و تخت، پروایی

در آن مَقام که خوبان ز غَمزه، تیغ زنند — عجب مدار سَری اوفتاده در پایی

مرا که از رخِ او، ماه در شبستان است — کجا بود به فروغِ ستاره، پروایی؟

فراق و وصل چه باشد؟ رضایِ دوست طلب — که حیف باشد از او، غیرِ او، تمنایی

دُرَر ز شوق برآرند ماهیان به نثار — اگر سفینهٔ حافظ رسد به دریایی

← Önceki 491 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı