☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیست — سر مرا به ‌جز این در، حواله‌گاهی نیست

عَدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازم — که تیغِ ما، به ‌جز از ناله‌ای و آهی نیست

چرا زِ کویِ خرابات روی برتابم؟ — کز این بِهَم به جهان، هیچ رسم و راهی نیست

زمانه گَر بزند آتشم به خرمنِ عمر — بگو بسوز که بر من به برگِ کاهی نیست

غلامِ نرگسِ جَمّاشِ آن سَهی سروم — که از شراب غرورش به کس، نگاهی نیست

مباش در پیِ آزار و هرچه خواهی کن — که در شریعتِ ما غیر از این، گناهی نیست

عِنان‌کشیده رو ای پادشاهِ کشورِ حُسن — که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست!

چنین که از همه‌سو، دامِ راه می‌بینم — به از حمایتِ زلفش، مرا پناهی نیست

خزینهٔ دلِ «حافظ» به زلف و خال مده — که کارهای چنین، حدِّ هر سیاهی نیست

← Önceki 76 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı