☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۷۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بلبلی، برگِ گُلی خوش‌رنگ در مِنقار داشت — و اندر آن برگ و نَوا، خوش ناله‌هایِ زار داشت

گفتمش: در عینِ وصل‌، این نالِه و فریاد چیست؟ — گفت ما را جلوه‌ی معشوق در این کار داشت

یار اگر نَنشست با ما نیست جای اعتراض — پادشاهی کامران بود، از گدایی عار داشت

درنمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حُسن دوست — خُرَّم آن کز نازنینان‌، بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کِلک آن نقاش‌، جان افشان کنیم — کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی، فکر بدنامی مکن — شِیخِ صَنعان، خِرقه رهن خانهٔ خَمّار داشت

وقت آن شیرین‌قلندر خوش که در اَطوارِ سِیر — ذکر تسبیح ملک در حلقه‌ی زُنّار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری‌سرشت — شیوه‌ی جَنّاتُ تَجْری تَحْتِهَا الاَنهار داشت

← Önceki 77 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı