☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش هشتم › (۷) حکایت آن دزد که دستش بریدند

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بُبریدند دزدی را مگر دست — نزد دَم دستِ خود بگرفت و برجست

بِدو گفتند ای محنت‌رسیده — چه خواهی کرد این دستِ بریده

چنین گفت او که نام دوستی خاص — بر آنجا کرده بودم نقش ز اخلاص

کنون تا زنده‌ام اینم تمامست — که بی این زندگی بر من حرامست

ز دستم گرچه قسمی جز اَلَم نیست — چو بر دستست نامِ دوست غم نیست

چو ابلیسِ لعین اسراردان بود — اگر سجده نمی‌کرد او از آن بود

ز خَلق خود دریغش آمد آن راز — نکرد آن سجده، دعوی کرد آغاز

که تا هم او و هم خَلقِ جهان هم — نه بینند آن دَر و آن آستان هم

که تا نوری از آن در پردهٔ عِز — نگردد در نظر آلوده هرگز

← Önceki 102 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı