☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش سیزدهم › (۳) حکایت قحط و جواب دادن طاوس

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر شد آشکارا قحط سالی — به پیش خلق آمد تنگ حالی

سراسیمه جهانی خلقِ محبوس — شدند از بهرِ باران پیشِ طاوس

که باران می‌نیاید آشکارا — دعائی کن زحق در خواه ما را

پس آنگه گفت طاوس ای عزیزان — نگردد ابر بر بیهوده ریزان

شما را گرچه جز باران طلب نیست — اگر باران نمی‌بارد عجب نیست

عجب اینست کز چندین گنه کار — نبارد سنگ بر مردم بیکبار

اگرچه میغ ترک آسمان کرد — تعجّب گر کنی زان می‌توان کرد

که نکشافد زمین از شومی ما — خورد ما را ز نامعلومی ما

تو پنداری که ازمردانِ راهی — کدامین مرد، سرگردانِ راهی

چو پندار تو برگیرند از پیش — کسی مرده سگی برخیزد از خویش

← Önceki 173 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı