☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش سیزدهم › (۱۹) حکایت مرد مجنون و رعنایان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بره دربود مجنونی نشسته — که می‌رفتند قومی یک دو رسته

مگر آن قوم دنیاوار بودند — که غرق جامه و دستار بودند

ز رعنائی و کبر و نخوت و جاه — چو کبکان می‌خرامیدند در راه

چو آن دیوانهٔ بی خان و بی مان — بدید آن خیلِ خود بین را خرامان

کشید از ننگ سر در جیب آنگاه — که تا زان غافلان خالی شد آن راه

چو بگذشتند سر بر کرد از جیب — یکی پرسید ازو کای مردِ بی عیب

چرا چون روی رعنایان بدیدی — شدی آشفته و سر درکشیدی

چنین گفت او که سر را درکشیدم — ز بس باد بروت اینجا که دیدم

که ترسیدم که برباید مرا باد — چو بگذشتند سر بر کردم آزاد

ولی چون گندِ رعنایان شنیدم — شدم بی طاقت و سر درکشیدم

چو هفت اعضات رعنائی گرفتست — جهانی از تو رسوائی گرفتست

کسانی کین صفت از خویش بردند — بدنیا کار عقبی پیش بردند

← Önceki 189 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı