الهی نامه › بخش شانزدهم › المقالة السادس عشر
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
پسر گفتش که هرگز آدمی زاد — ندیدم ز آرزوی ملک آزاد
نمیدانم من از مه تا بماهی — کسی را کو نخواهد پادشاهی
کمال ملک نتوان داد از دست — که بهر ملک تن جان داد از دست
نکو گفت آن حکیم مشتری فش — که گر شاهی بوَد روزی بوَد خوش