الهی نامه › بخش نوزدهم › (۶) گفتار عبّاسۀ طوسی در دنیا
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چنین گفتهست عبّاسه که دنیی — چو مُرداریست در گلخن به معنی
چو زین مردار شیران سیر خَوردند — پلنگان آمدند و قصد کردند
پلنگان چون بخوردند و رمیدند — سگان کُرد و گرگان در رسیدند
چو اندک چیز از وی بر سر آمد — کلاغ از هر سوئی جوقی درآمد
بخوردند آن کلاغان آن قدر نیز — بماند آخر ازیشان اندکی چیز
جُعَل نیز آمد و آن رَوث و آن خون — بگردانید هر سوئی دگرگون
چو ماند استخوانی بی کبابی — درو تابد بگرمی آفتابی
ازو اندک قدر چربی برآید — بسی مور از همه سوئی درآید
چو آن موران خورند آن چربی آنگاه — بماند استخوانی خشک بر راه
چنین گفت او که شاهانند شیران — ز بعد او پلنگانند امیران
سگ و گرگند اعوانانِ ایشان — کلاغانند شاگردانِ اعوان
جُعَل آن عامل مالست در کار — ولیکن مور باشند اهلِ بازار
عزیزا میندانم تو چه نامی — ببین تاتو ازینها خود کدامی
همه دنیا چو مرداریست ای دوست — وزو مردارتر آنک از پی اوست
کسی کو از پی مردار باشد — ز مرداری بتر صد بار باشد