الهی نامه › بخش نوزدهم › (۵) حکایت در ذمّ دنیا
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چنین گفتهست آن پاکیزه گوهر — که دینی دوست از سگ هست کمتر
چو مرداریست این دنیای غدّار — سگان هنگامه کرده گردِ مردار
چو سگ زان سیر شد بگذارد آنرا — که تا یک سگ دگر بردارد آنرا
ذخیره نهد او از هیچ روئی — نیندیشد ز فردا نیز موئی
ولی هر کس که دنیاجوی باشد — همیشه در طلب چون گوی باشد
چو گوئی میدود دایم ز عادت — که تا یک دم کند دنیا زیادت
اُمید عمر یک روزش نه وانگاه — غم صد ساله بر جانش بیک راه