الهی نامه › بخش بیست و یکم › المقالة الحادی و العشرون
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
پسر گفتش بهر پندم که دادی — بهر پندی مرابندی گشادی
مرا صد مشکل از پند تو حل شد — مِس من با زر رُکنی بَدَل شد
سخنهای تو یکسر سودمندست — بغایت هم مفید و هم بلندست
ولی زانم هوای کیمیا خاست — کزو هم دین و هم دنیا شود راست
که چون دنیا و دین بر هم زند دست — بدست آید مرا معشوق پیوست
که تادنیا و دینم یار نبوَد — مرا از یار استظهار نبوَد