الهی نامه › بخش بیستم › (۱۲) حکایت مجنون و لیلی
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
مگر یک روز مجنون در نشاطی — نشسته بود در پیش رباطی
یکی دیوار بود از گج ببسته — در آنجا لیلی ومجنون نشسته
خوشی میگفت اگر عمری دویدم — هم آخر هر دو را با هم بدیدم
مگر در خواب میبینم من اکنون — نشسته پیش هم لیلی و مجنون
بهم این هر دو را هرگز که دیدست — خدایا در جهان این عز که دیدست؟