الهی نامه › روایت دیگر دیباچۀ الهینامه › در آغاز آلهی نامه (2/2)
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
اگر فضلت قرین حال گردد — خرابم جمله جا و مال گردد
چه باشد بنده مقرون انابت — کند طاعت کند دعوت اجابت
اگر بابنده عدل وداد ورزد — عبادتهای صد ساله چه ارزد
خداوندا توئی حامی و حاضر — بحال بندگان خویش ناظر
خطی از فضل گرد این خطا کش — قلم در نامهٔ کردارِ ما کش
اگر بر ما ببخشائی کریمی — وگر تعظیم فرمائی عظیمی
گر از ما زلّتی آید هم ا زماست — فراموشیِ ما ازحجّت ماست
اگر حوّا وآدم سهو کردند — نه لعبت بازی و نه لهو کردند
بنسیان اندر افتادند آنها — عفو کردی ازیشان پادشاها
ز ما بیچارگان گر درگذاری — گناهی کرده، باشد شهریاری
جلیس خاک این درگاه مائیم — انیس آه و واویلاه مائیم
امانت را نهاده بر کف دست — زبان در ذکر میداریم پیوست
ثنای ذات پاکت میسرائیم — دهان در شرحِ ذکرت میسرائیم
بصد فریاد و واویلا و زاری — همی جوئیم راه رستگاری
باُدعُونی توسُّل کردگانیم — بامر اَستَجِب اخبار خوانیم
الها جز تو ما کس را نخواهیم — ازان رو در پناهت میپناهیم
دعای ما اجابت کن الها — انیس ما امامت کن الها
دل عطار را بیت الحرم کن — بتشریف حضورش محترم کن
بتضمین بشنوید این بیتِ نامی — اگرذکری دهد این را تمامی
قدم در کلبهٔ احزان ما نِه — وزان پس منّتی بر جان ما نِه
دل عطّار از دردت خرابست — گذر سوی خرابیها صوابست
خداوندا نظر درجان ما کن — گذر در کلبهٔ احزان ما کن
بعشق خویش ما را مبتلا دار — خرد را مالک راه رضا دار