☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش ششم › (۳) حکایت دیوانه به شهر مصر

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بشهر مصر در شوریدهٔ‌ای بود — که در عین الیقینش دیده‌ای بود

چنین گفت او که هر شوریدهٔ راه — که میرد از غم معشوق ناگاه

عجب نیست آن، عجب اینست کین سوز — گذارد عاشقی در زندگی روز

اگر عاشق بماند زنده روزی — بوَد چون شمع در اشکی و سوزی

نگیرد کار عاشق روشنائی — مگر چون شمع سوزد در جدائی

چوسوز عاشق از صد شمع بیشست — چو شمعش روشنی از شمع خویشست

اگر معشوق یابد عاشق زار — روان گردد بسر مانند پرگار

← Önceki 67 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı