الهی نامه › بخش هفتم › (۹) حکایت ابوبکر سفاله
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
چنین گفتهست بوبکر سفاله — که با او هست پیوسته حواله
همیگویند در آبم نشانده — که هرگز تر مگرد ای باز مانده
که گرچه غرقهای امّا چنانی — که گر تر گردی از تَردامنانی
مشو تر گرچه در آبی همیشه — درین معرض چه سنجد شیر بیشه؟
که داند تا درین اندوه مردان — چگونه زار در خونند گردان
اگر این درد بودی حاصل تو — جهانی خون گرفتی از دل تو