منطقالطیر › عذر آوردن مرغان › عقیدهٔ مردی پاکدین دربارهٔ مبتدی
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
پاک دینی گفت آن نیکوترست — مبتدی را کو به تاریکی درست
تا به کلی گم شود در بحر جود — پس نماند هیچ رشدش در وجود
زانک چیزی گر برو ظاهر شود — غره گردد وان زمان کافر شود
آنچ در تست از حسد و از خشم تو — چشم مردان بیند اونه چشم تو
هست در تو گلخنی پر اژدها — تو ز غفلت کرده ایشان را رها
روز و شب در پرورششان مانده — فتنهٔ خفت و خورششان مانده
اصل تو از خاک وز خون شد تمام — وی عجب هر دو ز بیقدری حرام
خون که او نزدیکتر آمد به تو — هم نجس هم مختصر آمد به تو
هرچ در بعد دلست از قرب حس — هم حرام افتد بلا شک هم نجس
گر پلیدیی درون میبینیی — این چنین فارغ کجا بنشینیی