☪ Anlam Arayışı

← Mantıku't-Tayr

منطق‌الطیر › عذر آوردن مرغان › حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بود اندر مصر شاهی نامدار — مفلسی بر شاه عاشق گشت زار

چون خبر آمد ز عشقش شاه را — خواند حالی عاشق گم‌راه را

گفت چون عاشق شدی بر شهریار — از دو کار اکنون یکی کن اختیار

یا به ترک شهر، وین کشور بگوی — یا نه، در عشقم به ترک سر بگوی

با تو گفتم کار تو یک بارگی — سر بریدن خواهی یا آوارگی

چون نبود آن مرد عاشق مرد کار — کرد او را شهر رفتن اختیار

چون برفت آن مفلس بی‌خویشتن — شاه گفتا سر ببریدش ز تن

حاجبی گفتا که هست او بی‌گناه — ازچه سربریدنش فرمود شاه

شاه گفتا زانک او عاشق نبود — در طریق عشق من صادق نبود

گر چنان بودی که بودی مرد کار — سربریدن کردی اینجا اختیار

هرک سر بر وی به از جانان بود — عشق ورزیدن برو تاوان بود

گر ز من او سربریدن خواستی — شهریار از مملکت برخاستی

بر میان بستی کمر در پیش او — خسرو عالم شدی درویش او

لیک چون در عشق دعوی دار بود — سربریدن سازدش نهمار زود

هرکه در هجرم سر سر دارد او — مدعیست دامن‌تر دارد او

این بدان گفتم که تا هر بی‌فروغ — کم زند در عشق ما لاف دروغ

دیگری گفتش که نفسم دشمن است — چون روم ره زانک هم ره رهزنست

نفس سگ هرگز نشد فرمان برم — من ندانم تا ز دستش جان برم

آشنا شد گرگ در صحرا مرا — و آشنا نیست این سگ رعنا مرا

در عجایب مانده‌ام زین بی‌وفا — تا چرا می‌اوفتد در آشنا

گفت ای سگ در جوالت کرده خوش — هم چو خاکی پای مالت کرده خوش

نفس تو هم احول و هم اعورست — هم سگ و هم کاهل و هم کافرست

گر کسی بستایدت اما دروغ — از دروغی نفس تو گیرد فروغ

نیست روی آن که این سگ به شود — کز دروغی این چنین فربه شود

بود در اول همه بی‌حاصلی — کودکی و بی‌دلی و غافلی

بود در اوسط همه بیگانگی — وز جوانی شعبهٔ دیوانگی

بود در آخر که پیری بود کار — جان خرف درمانده تن گشته نزار

با چنین عمری به جهل آراسته — کی شود این نفس سگ پیراسته

چون ز اول تا به آخر غافلیست — حاصل ما لاجرم بی‌حاصلیست

بنده دارد در جهان این سگ بسی — بندگی سگ کند آخر کسی

با وجود نفس بودن ناخوش است — زانک نفست دوزخی پر آتش است

گه به دوزخ در سعیر شهوتست — گاه در وی زمهریر نخوتست

دوزخ الحق زان خوش است و دل پذیر — کو دو مغزست آتش است و زمهریر

صد هزاران دل بمرد از غم همی — وین سگ کافر نمی‌میرد دمی

← Önceki 74 / 226 Sonraki →

Anlam Arayışı