← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)
مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
حاش لله ایش شاء الله کان — حاکم آمد در مکان و لامکان
هیچ کس در مُلک او بیامر او — در نیفزاید سرِ یک تای مو
مُلک، مُلکِ اوست فرمان آنِ او — کمترین سگ بر در آن شیطان او
ترکمان را گر سگی باشد به در — بر درش بنهاده باشد رو و سر
کودکان خانه دمش میکشند — باشد اندر دست طفلان خوارمند
باز اگر بیگانهای معبر کند — حمله بر وی همچو شیر نر کند
که اشداء علی الکفار شد — با ولی گُل با عدو چون خار شد
ز آب تتماجی که دادش ترکمان — آنچنان وافی شدهست و پاسبان
پس سگ شیطان که حق هستش کند — اندرو صد فکرت و حیلت تند
آب روها را غذای او کند — تا برد او آب روی نیک و بد
این تتماجست آب روی عام — که سگ شیطان از آن یابد طعام
بر در خرگاه قدرت جان او — چون نباشد حکم را قربان بگو
گله گله از مرید و از مرید — چون سگ باسط ذراعی بالوصید
بر در کهف الوهیت چو سگ — ذره ذره امرجو برجَسته رگ
ای سگ دیو امتحان میکن که تا — چون درین ره مینهند این خلق پا
حمله میکن منع میکن مینگر — تا که باشد ماده اندر صدق و نر
پس اعوذ از بهر چه باشد چو سگ — گشته باشد از ترفع تیزتگ
این اعوذ آنست کای ترک خطا — بانگ بر زن بر سگت ره بر گشا
تا بیایم بر در خرگاه تو — حاجتی خواهم ز جود و جاه تو
چونک تُرک از سطوت سگ عاجزست — این اعوذ و این فغان ناجایزست
ترک هم گوید اعوذ از سگ که من — هم ز سگ در ماندهام اندر وطن
تو نمییاری برین در آمدن — من نمیآرم ز در بیرون شدن
خاک اکنون بر سر ترک و قنق — که یکی سگ هر دو را بندد عنق
حاش لله ترک بانگی بر زند — سگ چه باشد شیر نر خون قی کند
ای که خود را شیر یزدان خواندهای — سالها شد با سگی در ماندهای
چون کند این سگ برای تو شکار؟ — چون شکار سگ شدهستی آشکار