☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

حاش لله ایش شاء الله کان — حاکم آمد در مکان و لامکان

هیچ کس در مُلک او بی‌امر او — در نیفزاید سرِ یک تای مو

مُلک، مُلکِ اوست فرمان آنِ او — کمترین سگ بر در آن شیطان او

ترکمان را گر سگی باشد به در — بر درش بنهاده باشد رو و سر

کودکان خانه دمش می‌کشند — باشد اندر دست طفلان خوارمند

باز اگر بیگانه‌ای معبر کند — حمله بر وی هم‌چو شیر نر کند

که اشداء علی الکفار شد — با ولی گُل با عدو چون خار شد

ز آب تتماجی که دادش ترکمان — آنچنان وافی شده‌ست و پاسبان

پس سگ شیطان که حق هستش کند — اندرو صد فکرت و حیلت تند

آب روها را غذای او کند — تا برد او آب روی نیک و بد

این تتماجست آب روی عام — که سگ شیطان از آن یابد طعام

بر در خرگاه قدرت جان او — چون نباشد حکم را قربان بگو

گله گله از مرید و از مرید — چون سگ باسط ذراعی بالوصید

بر در کهف الوهیت چو سگ — ذره ذره امرجو برجَسته رگ

ای سگ دیو امتحان می‌کن که تا — چون درین ره می‌نهند این خلق پا

حمله می‌کن منع می‌کن می‌نگر — تا که باشد ماده اندر صدق و نر

پس اعوذ از بهر چه باشد چو سگ — گشته باشد از ترفع تیزتگ

این اعوذ آنست کای ترک خطا — بانگ بر زن بر سگت ره بر گشا

تا بیایم بر در خرگاه تو — حاجتی خواهم ز جود و جاه تو

چونک تُرک از سطوت سگ عاجزست — این اعوذ و این فغان ناجایزست

ترک هم گوید اعوذ از سگ که من — هم ز سگ در مانده‌ام اندر وطن

تو نمی‌یاری برین در آمدن — من نمی‌آرم ز در بیرون شدن

خاک اکنون بر سر ترک و قنق — که یکی سگ هر دو را بندد عنق

حاش لله ترک بانگی بر زند — سگ چه باشد شیر نر خون قی کند

ای که خود را شیر یزدان خوانده‌ای — سالها شد با سگی در مانده‌ای

چون کند این سگ برای تو شکار؟ — چون شکار سگ شده‌ستی آشکار

← Önceki 804 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı