☪ Anlam Arayışı

Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

Mevlânâ Celâleddîn-i Rûmî · مثنوی معنوی

مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱ - سرآغاز34مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او20مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را23مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی16مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند9مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند42مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷ - خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک38مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه3مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹ - فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر37مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد25مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱ - حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان79مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را می‌کشت از بهر تعصب14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳ - آموختن وزیر مکر پادشاه را10مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری15مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را8مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را38مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را30مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۸ - بیان حسد وزیر9مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۹ - فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را9مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۰ - پیغام شاه پنهان با وزیر4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۱ - بیان دوازده سبط از نصاری5مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۲ - تخلیط وزیر در احکام انجیل37مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۳ - در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه21مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۴ - بیان خسارت وزیر درین مکر28مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم16مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را13مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۷ - مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن13مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمی‌شکنم4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر48مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت7مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت6مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۳ - طلب کردن امت عیسی علیه‌السلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست28مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۴ - منازعت امرا در ولی عهدی31مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۵ - تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل13مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۶ - حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۷ - آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلی‌الله علیه و سلّم بتَسخر خواند11مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۰ - عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود46مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۱ - طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش31مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۲ - بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۴ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتساب4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیم3مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۶ - ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل19مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۸ - باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد8مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۴۹ - نگریستن عزراییل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان و تقریر ترجیح توکّل بر جهد و قلّت فایدهٔ جهد15مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن21مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۱ - مقرر شدن ترجیح جهد بر توکل6مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۲ - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر2مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۳ - جواب گفتن خرگوش ایشان را5مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۴ - اعتراض نخچیران بر سخن خرگوش3مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۵ - جواب خرگوش نخچیران را19مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۶ - ذکر دانش خرگوش و بیان فضیلت و منافع دانستن14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۷ - باز طلبیدن نخچیران از خرگوش سر اندیشهٔ او را4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۸ - منع کردن خرگوش از راز ایشان را10مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۵۹ - قصهٔ مکر خرگوش27مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۰ - زیافت تأویل رکیک مگس9مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش16مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش43مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر7مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۴ - عذر گفتن خرگوش24مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او21مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود19مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۷ - طعنهٔ زاغ در دعوی هدهد6مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را7مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۶۹ - قصهٔ آدم علیه‌السلام و بستن قضا نظر او را از مراعات صریح نهی و ترک تاویل29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۰ - پا واپس کشیدن خرگوش از شیر چون نزدیک چاه رسید34مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۱ - پرسیدن شیر از سبب پای واپس کشیدن خرگوش7مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۲ - نظر کردن شیر در چاه و دیدن عکس خود را و آن خرگوش را35مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۳ - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد18مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۴ - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۵ - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الی‌الجهاد الاکبر17مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۷ - آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضی‌الله عنه25مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضی‌الله عنه خفته به زیر درخت31مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه34مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۰ - اضافت کردن آدم علیه‌السلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود را به خدای تعالی کی بما اغویتنی29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم6مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف18مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت28مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی16مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۷ - تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون می‌خور که صاحب‌دل اگر زهری خورد آن انگبین باشد12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیه‌السلام کی چه می‌فرمایی اول تو اندازی عصا34مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۸۹ - باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان42مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی72مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۱ - تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی، چه زشت آن نقش و چه زیبا، در معنی قوله علیه‌السلام ان سعدا لغیور و انا اغیر من سعد و الله اغیر منی و من غیر ته حرم الفواحش ما ظهر منها و ما بطن51مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۲ - رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر11مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده20مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۵ - مضرت تعظیم خلق و انگشت‌نمای شدن29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۶ - تفسیر ما شاء الله کان35مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۷ - داستان پیر چنگی کی در عهد عمر رضی الله عنه از بهر خدا روز بی‌نوایی چنگ زد میان گورستان38مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها62مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۹۹ - قصهٔ سوال کردن عایشه رضی الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی امروز باران بارید چون تو سوی گورستان رفتی جامه‌های تو چون تر نیست23مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۰ - تفسیر بیت حکیم سنائی رضی‌ الله عنه «آسمانهاست در ولایتِ جان، کارفرمای آسمان جهان» «در ره روح پست و بالاهاست،  کوههای بلند و دریاهاست»11مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۱ - در معنی این حدیث کی اغتنموا برد الربیع الی آخره14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۲ - پرسیدن صدیقه رضی‌الله عنها از مصطفی صلی‌الله علیه و سلم کی سر باران امروزینه چه بود12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن32مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۴ - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است9مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۵ - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح41مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۶ - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او7مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد38مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۸ - گردانیدن عمر رضی الله عنه نظر او را از مقام گریه کی هستیست به مقام استغراق24مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۰۹ - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا21مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۰ - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت8مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۲ - مغرور شدن مریدان محتاج به مدعیان مزور و ایشان را شیخ و محتشم و واصل پنداشتن و نقل را از نقد فرق نادانستن و بر بسته را از بر رسته19مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۳ - در بیان آنک نادر افتد کی مریدی در مدعی مزور اعتقاد بصدق ببندد کی او کسی است و بدین اعتقاد به مقامی برسد کی شیخش در خواب ندیده باشد و آب و آتش او را گزند نکند و شیخش را گزند کند ولیکن بنادر نادر5مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۴ - صبر فرمودن اعرابی زن خود را و فضیلت صبر و فقر بیان کردن با زن27مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۵ - نصحیت کردن زن مر شوی را کی سخن افزون از قدم و از مقام خود مگو لم تقولون ما لا تفعلون کی این سخن‌ها اگرچه راستست این مقام توکل ترا نیست و این سخن گفتن فوق مقام و معاملهٔ خود زیان دارد و کبر مقتا عند الله باشد27مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۶ - نصیحت کردن مرد مر زن را کی در فقیران به خواری منگر و در کار حق به گمان کمال نگر و طعنه مزن در فقر و فقیران به خیال و گمان بی‌نوایی خویشتن23مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۷ - در بیان آنک جنبیدن هر کسی از آنجا کی ویست هر کس را از چنبرهٔ وجود خود بیند تابهٔ کبود آفتاب را کبود نماید و سرخ سرخ نماید چون تابه‌ها از رنگها بیرون آید سپید شود از همه تابه‌های دیگر او راست‌گوتر باشد و امام باشد29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش39مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۱۹ - در بیان این خبر کی انهن یغلبن العاقل و یغلبهن الجاهل5مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست9مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند36مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۲ - سبب حرمان اشقیا از دو جهان کی خسر الدنیا و الآخرة27مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۳ - حقیر و بی‌خصم دیدن دیده‌های حس صالح و ناقهٔ صالح علیه‌السلام را چون خواهد کی حق لشکری را هلاک کند در نظر ایشان حقیر نماید خصمان را و اندک اگرچه غالب باشد آن خصم و یقللکم فی اعینهم لیقضی الله امرا کان مفعولا60مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۴ - در معنی آنک مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لا یبغیان33مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زیان دارد و سرما و برف انگور را زیان ندارد اما غوره را زیان دارد کی در راهست کی لیغفرلک الله ما تقدم من ذنبک و ما تاخر13مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۶ - مخلص ماجرای عرب و جفت او27مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۷ - دل نهادن عرب بر التماس دلبر خویش و سوگند خوردن کی درین تسلیم مرا حیلتی و امتحانی نیست41مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۸ - تعیین کردن زن طریق طلب روزی کدخدای خود را و قبول کردن او19مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست17مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۰ - در نمد دوختن زن عرب سبوی آب باران را و مهر نهادن بر وی از غایت اعتقاد عرب24مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۱ - در بیان آنک چنانک گدا عاشق کرمست و عاشق کریم، کرمِ کریم هم عاشق گداست اگر گدا را صبر بیش بود کریم بر در او آید و اگر کریم را صبر بیش بود گدا بر در او آید اما صبر گدا کمال گداست و صبر کریم نقصان اوست8مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست22مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را28مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۴ - در بیان آنک عاشق دنیا بر مثال عاشق دیواریست کی بر او تاب آفتاب زند و جهد و جهاد نکرد تا فهم کند کی آن تاب و رونق از دیوار نیست از قرص آفتابست در آسمان چهارم لاجرم کلی دل بر دیوار نهاد چون پرتو آفتاب به آفتاب پیوست او محروم ماند ابدا و حیل بینهم و بین ما یشتهون4مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۵ - مثل عرب اذا زنیت فازن بالحرة و اذا سرقت فاسرق الدرة10مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه20مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان18مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبو (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۸ - قبول کردن خلیفه هدیه را و عطا فرمودن با کمال بی‌نیازی از آن هدیه و از آن سبو (2/2)21مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۳۹ - در صفت پیر و مطاوعت وی25مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیش‌قدم‌تر باشی22مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۱ - کبودی زدن قزوینی بر شانه‌گاه صورت شیر و پشیمان شدن او به سبب زخم سوزن32مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۲ - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار29مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۴ - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو46مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۵ - ادب کردن شیر گرگ را کی در قسمت بی‌ادبی کرده بود22مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۶ - تهدید کردن نوح علیه‌السلام مر قوم را کی با من مپیچید کی من روپوشم با خدای می‌پیچید در میان این بحقیقت ای مخذولان26مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۷ - نشاندن پادشاه، صوفیانِ عارف را پیش روی خویش تا چشمشان بدیشان روشن شود7مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۸ - آمدن مهمان پیش یوسف علیه‌السلام و تقاضا کردن یوسف علیه‌السلام ازو تحفه و ارمغان35مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی36مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۰ - مرتد شدن کاتب وحی به سبب آنک پرتو وحی برو زد آن آیت را پیش از پیغامبر صلی الله علیه و سلم بخواند گفت پس من هم محل وحیم70مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۱ - دعا کردن بلعم با عور کی موسی و قومش را از این شهر کی حصار داده‌اند بی مراد باز گردان و مستجاب شدن دعای او23مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۲ - اعتماد کردن هاروت و ماروت بر عصمت خویش و امیری اهل دنیا خواستن و در فتنه افتادن24مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل16مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۴ - به عیادت رفتن کر بر همسایهٔ رنجور خویش36مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود30مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۶ - در بیان آنک حال خود و مستی خود پنهان باید داشت از جاهلان41مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۷ - قصهٔ مری کردن رومیان و چینیان در علم نقاشی و صورت‌گری33مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مؤمنا یا رسول الله (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مؤمنا یا رسول الله (2/2)24مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۵۹ - متهم کردن غلامان و خواجه‌تاشان مر لقمان را کی آن میوه‌های ترونده را که می‌آوردیم او خورده است24مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۰ - بقیهٔ قصه زید در جواب رسول صلی الله علیه و سلم48مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۱ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم مر زید را کی این سر را فاش‌تر ازین مگو و متابعت نگهدار12مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۲ - رجوع به حکایت زید39مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۳ - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست52مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۵ - سؤال کردن آن کافر از علی کرم الله وجهه کی بر چون منی مظفر شدی شمشیر از دست چون انداختی15مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۶ - جواب گفتن امیر المؤمنین کی سبب افکندن شمشیر از دست چه بوده است در آن حالت57مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۷ - گفتن پیغامبر صلی الله علیه و سلم به گوش رکابدار امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه کی کشتن علی بر دست تو خواهد بودن خبرت کردم49مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیه‌السلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن31مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۶۹ - بازگشتن به حکایت علی کرم الله وجهه و مسامحت کردن او با خونی خویش14مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان10مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۷۱ - بیان آنک فتح طلبیدن مصطفی صلی الله علیه و سلم مکه را و غیر مکه را جهت دوستی ملک دنیا نبود چون فرموده است الدنیا جیفة بلک بامر بود27مثنوی معنوی › دفتر اول › بخش ۱۷۲ - گفتن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه با قرین خود کی چون خدو انداختی در روی من نفس من جنبید و اخلاص عمل نماند مانع کشتن تو آن شد29مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱ - سر آغاز (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱ - سر آغاز (2/2)51مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه23مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر6مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴ - التماس کردن همراه عیسی علیه السلام زنده کردن استخوانها از عیسی علیه السلام15مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵ - اندرز کردن صوفی خادم را در تیمار داشت بهیمه و لا حول خادم15مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶ - حکایت مشورت کردن خدای تعالی در ایجاد خلق22مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷ - بسته شدن تقریر معنی حکایت به سبب میل مستمع به استماع ظاهر صورت حکایت9مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸ - التزام کردن خادم تعهد بهیمه را و تخلف نمودن41مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹ - گمان بردن کاروانیان که بهیمهٔ صوفی رنجورست (2/2)21مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰ - یافتن شاه باز را به خانهٔ کمپیر زن54مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالی69مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۲ - ترسانیدن شخصی زاهدی را کی کم گری تا کور نشوی12مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۳ - تمامی قصهٔ زنده شدن استخوانها به دعای عیسی علیه السلام46مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست11مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۵ - فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع71مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۶ - تعریف کردن منادیان قاضی مفلس را گرد شهر29مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۷ - شکایت کردن اهل زندان پیش وکیل قاضی از دست آن مفلس29مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس (2/2)36مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۹ - مثل37مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۰ - ملامت‌کردن مردم شخصی را کی مادرش را کشت به تهمت66مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۱ - امتحان پادشاه به آن دو غلام کی نو خریده بود21مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۲ - به راه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن41مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۳ - قسم غلام در صدق و وفای یار خود از طهارت ظن خود (3/3)22مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۴ - حسد کردن حشم بر غلام خاص (3/3)25مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب35مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشانده‌ای بر سر راه بر کن (3/3)39مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۷ - آمدن دوستان به بیمارستان جهت پرسش ذاالنون مصری رحمة الله علیه44مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۸ - فهم کردن مریدان کی ذاالنون دیوانه نشد قاصد کرده است17مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۲۹ - رجوع به حکایت ذاالنون رحمة الله علیه15مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۰ - امتحان کردن خواجهٔ لقمان زیرکی لقمان را48مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان51مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص40مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۳ - عکس تعظیم پیغام سلیمان در دل بلقیس از صورت حقیر هدهد32مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۴ - انکار فلسفی بر قرائت ان اصبح ماکم غورا (2/2)26مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان30مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان22مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۷ - وحی آمدن موسی را علیه السّلام در عذر آن شبان44مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۸ - پرسیدن موسی از حق سر غلبهٔ ظالمان را62مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۳۹ - رنجانیدن امیری خفته‌ای را کی مار در دهانش رفته بود54مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۰ - اعتماد کردن بر تملق و وفای خرس60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم17مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۲ - تتمهٔ حکایت خرس و آن ابله کی بر وفای او اعتماد کرده بود26مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۳ - گفتن موسی علیه السلام گوساله‌پرست را کی «آن خیال‌اندیشی و حزم تو کجاست؟»28مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۴ - ترک کردن آن مرد ناصح بعد از مبالغهٔ پند مغرور خرس را31مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس8مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۶ - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود21مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۷ - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس17مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۸ - رفتن مصطفی علیه السلام به عیادت صحابی و بیان فایدهٔ عیادت15مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی11مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۰ - تنها کردن باغبان صوفی و فقیه و علوی را از همدیگر46مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۱ - رجعت به قصهٔ مریض و عیادت پیغامبر علیه السلام6مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۲ - گفتن شیخ ابویزید را کی کعبه منم گرد من طوافی می‌کن9مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۳ - حکایت25مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۴ - دانستن پیغامبر علیه السلام کی سبب رنجوری آن شخص گستاخی بوده است در دعا (2/2)23مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد5مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۶ - به حیلت در سخن آوردن سایل آن بزرگ را کی خود را دیوانه ساخته بود16مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۷ - حمله بردن سگ بر کور گدا33مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان13مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلوم‌تر گردد56مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۰ - تتمهٔ نصیحت رسول علیه السلام بیمار را (2/2)36مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۱ - وصیت کردن پیغامبر علیه السلام مر آن بیمار را و دعا آموزانیدنش54مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست8مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۳ - از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را5مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را35مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را20مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را29مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۷ - عنف کردن معاویه با ابلیس6مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۸ - نالیدن معاویه به حضرت حق تعالی از ابلیس و نصرت خواستن8مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۶۹ - باز تقریر ابلیس تلبیس خود را16مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۰ - باز الحاح کردن معاویه ابلیس را14مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۱ - شکایت قاضی از آفت قضا و جواب گفتن نایب او را12مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۲ - به اقرار آوردن معاویه ابلیس را9مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه6مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۴ - فضیلت حسرت خوردن آن مخلص بر فوت نماز جماعت9مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را13مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۶ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحب‌خانه را که نزدیک آمده بود که دزد را دریابد و بگیرد32مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۷ - قصهٔ منافقان و مسجد ضرار ساختن ایشان23مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۸ - فریفتن منافقان پیغامبر را علیه السلام تا به مسجد ضرارش برند40مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۷۹ - اندیشیدن یکی از صحابه بانکار کی رسول چرا ستاری نمی‌کند23مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسید12مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۱ - متردد شدن در میان مذهبهای مخالف و بیرون‌شو و مخلص یافتن24مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۲ - امتحان هر چیزی تا ظاهر شود خیر و شری کی در ویست26مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده43مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۴ - بیان آنک در هر نفسی فتنهٔ مسجد ضرار هست11مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۵ - حکایت هندو کی با یار خود جنگ می‌کرد بر کاری و خبر نداشت کی او هم بدان مبتلاست19مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد13مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۷ - بیان حال خودپرستان و ناشکران در نعمت وجود انبیا و اولیا علیهم السلام29مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۸ - شکایت گفتن پیرمردی به طبیب از رنجوریها و جواب گفتن طبیب او را28مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه می‌کرد39مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم8مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۱ - قصهٔ تیراندازی و ترسیدن او از سواری کی در بیشه می‌رفت13مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۲ - قصهٔ اعرابی و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را34مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا30مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین63مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۵ - طعن زدن بیگانه در شیخ و جواب گفتن مرید شیخ او را37مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۶ - بقیهٔ قصهٔ ابراهیم ادهم بر لب آن دریا28مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۷ - دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمی‌گیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا34مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۸ - بقیهٔ قصهٔ طعنه زدن آن مرد بیگانه در شیخ26مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۹۹ - گفتن عایشه رضی‌الله عنها مصطفی را علیه‌السلام کی تو بی مصلی به هر جا نماز می‌کنی، چونست؟12مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۰ - کشیدن موش مهار شتر را و معجب شدن موش در خود42مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند28مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار می‌گوید20مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ47مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۴ - بیان دعویی که عین آن دعوی گواه صدق خویش است29مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۵ - سجده کردن یحیی علیه السلام در شکم مادر مسیح را علیه السلام5مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۶ - اشکال آوردن برین قصه5مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۷ - جواب اشکال13مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۸ - سخن گفتن به زبان حال و فهم کردن آن11مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۰۹ - پذیرا آمدن سخن باطل در دل باطلان5مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد18مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۱ - شرح کردن شیخ سِرّ آن درخت با آن طالب مقلد22مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۲ - منازعت چهار کس جهت انگور کی هر یکی به نام دیگر فهم کرده بود آن را32مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام53مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۴ - قصهٔ بط بچگان کی مرغ خانگی پروردشان22مثنوی معنوی › دفتر دوم › بخش ۱۱۵ - حیران شدن حاجیان در کرامات آن زاهد کی در بادیه تنهاش یافتند23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱ - سر آغاز68مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲ - قصهٔ خورندگان پیل‌بچه از حرص و ترک نصیحت ناصح36مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳ - بقیهٔ قصهٔ متعرضان پیل‌بچگان33مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴ - بازگشتن به حکایت پیل34مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵ - بیان آنک خطای محبان بهترست از صواب بیگانگان بر محبوب8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکرده‌ای9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷ - بیان آنک الله گفتن نیازمند عین لبیک گفتن حق است47مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸ - فریفتن روستایی شهری را و به دعوت خواندن، به لابه و الحاح بسیار46مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰ - جمع آمدن اهل آفت هر صباحی بر در صومعهٔ عیسی علیه السلام جهت طلب شفا به دعای او66مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱ - باقی قصهٔ اهل سبا48مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲ - بقیهٔ داستان رفتن خواجه به دعوت روستایی سوی ده20مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳ - دعوت باز بطان را از آب به صحرا42مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴ - قصهٔ اهل ضروان و حیلت کردن ایشان تا بی زحمت درویشان باغها را قطاف کنند23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده35مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶ - رفتن خواجه و قومش به سوی ده35مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷ - نواختن مجنون آن سگ را کی مقیم کوی لیلی بود31مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸ - رسیدن خواجه و قومش به ده و نادیده و ناشناخته آوردن روستایی ایشان را (3/3)3مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان15مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱ - آمن بودن بلعم باعور کی امتحانها کرد حضرت او را و از آنها روی سپید آمده بود19مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۳ - تشبیه فرعون و دعوی الوهیت او بدان شغال کی دعوی طاوسی می‌کرد12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۴ - تفسیر وَ لَتَعْرِفَنَّهُم في لَحْنِ القَوْلِ7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۵ - قصهٔ هاروت و ماروت و دلیری ایشان بر امتحانات حق تعالی43مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۶ - قصهٔ خواب دیدن فرعون آمدن موسی را علیه السلام و تدارک اندیشیدن15مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۷ - به میدان خواندن بنی اسرائیل برای حیلهٔ ولادت موسی علیه السلام3مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۸ - حکایت14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۹ - بازگشتن فرعون از میدان به شهر شاد بتفریق بنی اسرائیل از زنانشان در شب حمل6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۰ - جمع آمدن عمران به مادر موسی و حامله شدن مادر موسی علیه‌السلام10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۱ - وصیت کردن عمران جفت خود را بعد از مجامعت کی مرا ندیده باشی8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۳ - پیدا شدن استارهٔ موسی علیه السلام بر آسمان و غریو منجمان در میدان36مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۴ - خواندن فرعون زنان نوزاده را سوی میدان هم جهت مکر10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۵ - بوجود آمدن موسی و آمدن عوانان به خانهٔ عمران و وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آتش انداز11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۶ - وحی آمدن به مادر موسی کی موسی را در آب افکن17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد (2/2)31مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلام5مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون را4مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیه‌السلام8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیه‌السلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین58مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند48مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل (2/2)43مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۰ - توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۲ - حکایت20مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشق‌نامه خواندن و مطالعه کردن عشق‌نامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم44مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج35مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۵ - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ می‌خواهد آن را ازو5مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن20مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی به‌وَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان به‌وی و حکایت معلم17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۲ - رنجور شدن اوستاد به وهم15مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۳ - در جامهٔ خواب افتادن استاد و نالیدن او از وهم رنجوری9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۴ - دوم بار وهم افکندن کودکان استاد را کی او را از قرآن خواندن ما درد سر افزاید4مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۵ - خلاص یافتن کودکان از مکتب بدین مکر8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۶ - رفتن مادران کودکان به عیادت اوستاد12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۷ - در بیان آنک تن روح را چون لباسی است و این دست آستین دست روحست واین پای موزهٔ پای روحست4مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۸ - حکایت آن درویش کی در کوه خلوت کرده بود و بیان حلاوت انقطاع و خلوت و داخل شدن درین منقبت کی أَنا جَلیسُ مَنْ ذَکَرَني وَ أَنیسُ مَنِ اسْتَأنَسَ بي گر با همه‌ای چو بی منی بی همه‌ای ور بی همه‌ای چو با منی با همه‌ای10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۶۹ - دیدن زرگر عاقبت کار را و سخن بر وفق عاقبت گفتن با مستعیر ترازو10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۰ - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درخت16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۱ - تشبیه بند و دام قضا به صورت پنهان به اثر پیدا22مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۲ - مضطرب شدن فقیر نذر کرده به‌کندن امرود از درخت و گوشمال حق رسیدن بی مهلت6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۳ - متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را27مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۵ - سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا25مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۶ - حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو می‌افتم و تو نمی‌افتی الا به نادر17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۷ - اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر علیه السلام9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۸ - جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود27مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان36مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشد13مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش را40مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی21مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد2مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درخت6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلق37مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درخت8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درخت30مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت38مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقی27مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدن26مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی73مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین25مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام61مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه13مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام19مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود4مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۲ - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند13مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درخت14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساب66مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان30مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان28مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن29مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۱ - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا41مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۲ - معجزه خواستن قوم از پیغامبران23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۳ - متهم داشتن قوم انبیا را5مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۴ - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۵ - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را31مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۷ - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن4مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۸ - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۲۹ - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان35مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازم21مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۱ - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۲ - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را15مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۴ - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۵ - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را5مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۶ - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را26مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۷ - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۸ - باز جواب انبیا علیهم السلام28مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها15مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۰ - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۱ - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۲ - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو25مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۳ - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق22مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۶ - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۷ - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن20مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۸ - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته33مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۴۹ - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۰ - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت27مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۲ - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۳ - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۴ - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۵ - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور20مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۶ - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۷ - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلام8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۸ - جواب خروس سگ را18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۰ - خبر کردن خروس از مرگ خواجه24مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۱ - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۲ - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۳ - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۴ - حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا20مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۵ - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را65مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۷ - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۶۹ - حکمت ویران شدن تن به مرگ10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی21مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی‌ست همه از تن است کی ارضی است و سفلی17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۲ - تشبیه نص با قیاس19مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۳ - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۴ - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۵ - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۶ - جمع و توفیق میان نفی و اثبات یک چیز از روی نسبت و اختلاف جهت11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۷ - مسلهٔ فنا و بقای درویش17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۸ - قصه وکیل صدر جهان که متهم شد و از بخارا گریخت از بیم جان، باز عشقش کشید رو کشان که کار جان سهل باشد عاشقان را14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۷۹ - پیدا شدن روح القدس بصورت آدمی بر مریم بوقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن بحق تعالی68مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۰ - گفتن روح القدس مریم راکی من رسول حقم به تو آشفته مشو و پنهان مشو از من کی فرمان اینست21مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۱ - عزم کردن آن وکیل ازعشق کی رجوع کند به بخارا لاابالی‌وار19مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۲ - پرسیدن معشوقی از عاشق غریب خود کی از شهرها کدام شهر را خوشتر یافتی و انبوه‌تر و محتشم‌تر و پر نعمت‌تر و دلگشاتر4مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۳ - منع کردن دوستان او را از رجوع کردن به بخارا وتهدید کردن و لاابالی گفتن او18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق29مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۵ - رو نهادن آن بندهٔ عاشق سوی بخارا12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن12مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را32مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۸ - رسیدن آن عاشق به معشوق خویش چون دست از جان خود بشست6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شد9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۰ - مهمان آمدن در آن مسجد7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۱ - ملامت کردن اهل مسجد مهمان عاشق را از شب خفتن در آنجا و تهدید کردن مرورا8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۲ - جواب گفتن عاشق عاذلان را14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۳ - عشق جالینوس برین حیات دنیا بود کی هنر او همینجا بکار می‌آید هنری نورزیده است کی در آن بازار بکار آید آنجا خود را به عوام یکسان می‌بیند33مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۴ - دیگر باره ملامت کردن اهل مسجد مهمان را از شب خفتن در آن مسجد43مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۵ - گفتن شیطان قریش را کی به جنگ احمد آیید کی من یاریها کنم وقبیلهٔ خود را بیاری خوانم و وقت ملاقات صفین گریختن43مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۶ - مکرر کردن عاذلان پند را بر آن مهمان آن مسجد مهمان کش9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدندی71مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بی‌صبری او در بلا به اضطراب و بی‌قراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند37مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن مؤمن چون بر شر و خیر بلا واقف شود7مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۰ - عذر گفتن کدبانو با نخود و حکمت در جوش داشتن کدبانو نخود را9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۱ - باقی قصهٔ مهمان آن مسجد مهمان کش و ثبات و صدق او15مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۲ - ذکرخیال بد اندیشیدن قاصر فهمان17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۳ - تفسیر این خبر مصطفی علیه السلام کی للقران ظهر و بطن و لبطنه بطن الی سبعة ابطن6مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۴ - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن8مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۵ - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۷ - جواب طعنه‌زننده در مثنوی از قصور فهم خود10مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۸ - مثل زدن در رمیدن کرهٔ اسپ از آب خوردن به سبب شخولیدن سایسان29مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمان‌کش5مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۰ - تفسیر آیت وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ19مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۱ - رسیدن بانگ طلسمی نیم‌شب مهمان مسجد را32مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۲ - ملاقات آن عاشق با صدر جهان44مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۳ - جذب هر عنصری جنس خود را کی در ترکیب آدمی محتبس شده است به غیر جنس14مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روح‌اند27مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۵ - فسخ عزایم و نقضها جهت با خبر کردن آدمی را از آنک مالک و قاهر اوست و گاه گاه عزم او را فسخ ناکردن و نافذ داشتن تا طمع او را بر عزم کردن دارد تا باز عزمش را بشکند تا تنبیه بر تنبیه بود11مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۶ - نظر کردن پیغامبر علیه السلام به اسیران و تبسم کردن و گفتن کی عَجِبْتُ مِنْ قَوْمٍ یُجَرّونَ إِلَی الجَنَّةِ بِالسَّلاسِلِ وَ الأَغْلالِ13مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایه‌ای طاعنان می‌گفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان می‌گفتید تا گمان آید کی شما طالب حق‌اید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید17مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۸ - سر آنک بی‌مراد بازگشتن رسول علیه السلام از حدیبیه حق تعالی لقب آن فتح کرد کی انا فتحنا کی به صورت غلق بود و به معنی فتح چنانک شکستن مشک به ظاهر شکستن است و به معنی درست کردنست مشکی او را و تکمیل فواید اوست9مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۱۹ - تفسیر این خبر کی مصطفی علیه السلام فرمود لا تفضلونی علی یونس بن متی16مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۰ - آگاه شدن پیغامبر علیه السلام از طعن ایشان بر شماتت او33مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۱ - بیان آنک طاغی در عین قاهری مقهورست و در عین منصوری ماسور40مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۲ - جذب معشوق عاشق را من حیث لا یعمله العاشق و لا یرجوه و لا یخطر بباله و لا یظهر من ذلک الجذب اثر فی العاشق الا الخوف الممزوج بالیاس مع دوام الطلب23مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۳ - داد خواستن پشه از باد به حضرت سلیمان علیه السلام22مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۴ - امرکردن سلیمان علیه السلام پشهٔ متظلم را به احضار خصم به دیوان حکم18مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۵ - نواختن معشوق عاشق بیهوش را تا به هوش باز آید30مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق55مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۷ - حکایت عاشقی دراز هجرانی بسیار امتحانی31مثنوی معنوی › دفتر سوم › بخش ۲۲۸ - یافتن عاشق معشوق را و بیان آنک جوینده یابنده بود کی وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ31مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱ - سر آغاز39مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ41مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سخت‌دلان و بی‌اعتقادان کردی32مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴ - سؤال کردن از عیسی علیه‌السلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعب‌تر چیست7مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی37مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانه‌ای بگرفت28مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷ - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم12مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸ - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده17مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را23مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام19مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱ - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد32مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲ - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین17مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳ - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۴ - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن33مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۵ - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را35مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۶ - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیه‌السلام پیش از سلیمان علیه‌السلام بر بنای آن مسجد18مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۷ - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت61مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۸ - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی20مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۹ - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول34مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۰ - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود17مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق25مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۲ - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیه‌السلام35مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۳ - کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره16مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۴ - بازگردانیدن سلیمان علیه‌السلام رسولان بلقیس را به آن هدیه‌ها کی آورده بودند سوی بلقیس و دعوت کردن بلقیس را به ایمان و ترک آفتاب‌پرستی11مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۵ - قصهٔ عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان28مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۶ - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیه‌السلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان25مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بی‌مشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوه‌های تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ11مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۸ - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزم‌کش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزم‌کش از ضمیر و نیت او29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۲۹ - تحریض سلیمان علیه‌السلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمان8مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۰ - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان19مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۱ - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد36مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۲ - تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن31مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله17مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدس‌الله سره16مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه‌السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت44مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا12مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۸ - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلم21مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان47مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام50مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیه‌السلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن8مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را4مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس وی‌اند و نعره‌زنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ68مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۴ - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیه‌السلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا43مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۵ - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام10مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم74مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون23مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۸ - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیه‌السلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیه‌السلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن24مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیه‌السلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود57مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی15مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۲ - قصهٔ رستن خروب در گوشهٔ مسجد اقصی و غمگین شدن سلیمان علیه‌السلام از آن چون به سخن آمد با او و خاصیت و نام خود بگفت62مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن17مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۴ - تفسیر یا ایها المزمل37مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته می‌آید7مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۶ - در تفسیر این حدیث مصطفی علیه‌السلام کی ان الله تعالی خلق الملائکة و رکب فیهم العقل و خلق البهائم و رکب فیها الشهوة و خلق بنی آدم و رکب فیهم العقل و الشهوة فمن غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم30مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۷ - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا6مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصهٔ شکایت نقصان اجری سوی پادشاه16مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۰ - حکایت آن فقیه با دستار بزرگ و آنک بربود دستارش و بانگ می‌زد کی باز کن ببین کی چه می‌بری آنگه ببر14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بی‌وفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازو49مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۲ - بیان آنک عارف را غذاییست از نور حق کی ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع یصل طعام‌الله29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الاعلی25مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۴ - زجر مدعی از دعوی و امر کردن او را به متابعت22مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۵ - بقیهٔ نوشتن آن غلام رقعه به طلب اجری22مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح می‌کرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او می‌نمود کی آن شکرها لافست و دروغ55مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۷ - دریافتن طبیبان الهی امراض دین و دل را در سیمای مرید و بیگانه و لحن گفتار او و رنگ چشم او و بی این همه نیز از راه دل کی انهم جواسیس القلوب فجالسوهم بالصدق8مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۸ - مژده دادن ابویزید از زادن ابوالحسن خرقانی قدس الله روحهما پیش از سالها و نشان صورت او سیرت او یک به یک و نوشتن تاریخ‌نویسان آن در جهت رصد32مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۶۹ - قول رسول صلی الله علیه و سلم انی لاجد نفس الرحمن من قبل الیمن22مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۰ - نقصان اجرای جان و دل صوفی از طعام الله35مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۱ - آشفتن آن غلام از نارسیدن جواب رقعه از قبل پادشاه6مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۲ - کژ وزیدن باد بر سلیمان علیه‌السلام به سبب زلت او28مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۳ - شنیدن شیخ ابوالحسن رضی الله عنه خبر دادن ابویزید را و بود او و احوال او10مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۴ - رقعهٔ دیگر نوشتن آن غلام پیش شاه چون جواب آن رقعهٔ اوّل نیافت34مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۵ - قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت می‌کرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم23مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۶ - امیر کردن رسول علیه‌السلام جوان هذیلی را بر سریه‌ای کی در آن پیران و جنگ آزمودگان بودند38مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۷ - اعتراض کردن معترضی بر رسول علیه‌السلام بر امیر کردن آن هذیلی51مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۸ - جواب گفتن مصطفی علیه‌السلام اعتراض کننده را21مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۷۹ - قصهٔ «سُبْحانی، ما اَعْظَمَ شَأْنی» گفتن ابویزید قدّس الله سرّه و اعتراض مریدان و جواب این مر ایشان را نه به طریق گفت زبان بلک از راه عیان52مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیه‌السلام5مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۱ - بیان رسول علیه السلام سبب تفضیل و اختیار کردن او آن هذیلی را به امیری و سرلشکری بر پیران و کاردیدگان29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۲ - علامت عاقل تمام و نیم‌عاقل و مرد تمام و نیم‌مرد و علامت شقی مغرور لاشی14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۳ - قصهٔ آن آبگیر و صیادان و آن سه ماهی یکی عاقل و یکی نیم عاقل وان دگر مغرور و ابله مغفل لاشی و عاقبت هر سه11مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۴ - سر خواندن وضو کننده اوراد وضو را8مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۵ - شخصی به وقت استنجا می‌گفت اللهم ارحنی رائحة الجنه به جای آنک اللهم اجعلنی من التوابین واجعلنی من المتطهرین کی ورد استنجاست و ورد استنجا را به وقت استنشاق می‌گفت عزیزی بشنید و این را طاقت نداشت24مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۶ - قصهٔ آن مرغ گرفته کی وصیت کرد کی بر گذشته پشیمانی مخور تدارک وقت اندیش و روزگار مبر در پشیمانی21مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۷ - چاره اندیشیدن آن ماهی نیم‌عاقل و خود را مرده کردن21مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۸ - بیان آنک عهد کردن احمق وقت گرفتاری و ندم هیچ وفایی ندارد کی لو ردوالعادوا لما نهوا عنه و انهم لکاذبون صبح کاذب وفا ندارد14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۸۹ - در بیان آنک وهم قلب عقلست و ستیزهٔ اوست بدو ماند و او نیست و قصهٔ مجاوبات موسی علیه‌السلام کی صاحب عقل بود با فرعون کی صاحب وهم بود40مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۰ - بیان آنک عمارت در ویرانیست و جمعیت در پراکندگیست و درستی در شکستگیست و مراد در بی‌مرادیست و وجود در عدم است و عَلی هَذا بَقیَّةُ الأَضْدادِ وَ الأَزْواجِ43مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۱ - بیان آنک هر حس مدرکی را از آدمی نیز مدرکاتی دیگرست کی از مدرکات آن حس دگر بی‌خبرست چنانک هر پیشه‌ور استاد اعجمی کار آن استاد دگر پیشه‌ورست و بی‌خبری او از آنک وظیفهٔ او نیست دلیل نکند کی آن مدرکات نیست اگرچه به حکم حال منکر بود آن را اما از منکری او اینجا جز بی‌خبری نمی‌خواهیم درین مقام57مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۲ - حمله بردن این جهانیان بر آن جهانیان و تاختن بردن تا سینور ذر و نسل کی سر حد غیب است و غفلت ایشان از کمین کی چون غازی به غزا نرود کافر تاختن آورد28مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۳ - بیان آنک تن خاکی آدمی هم‌چون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال18مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۴ - باز گفتن موسی علیه‌السلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد16مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۵ - بیان آنک در توبه بازست6مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۶ - گفتن موسی علیه‌السلام فرعون را کی از من یک پند قبول کن و چهار فضیلت عوض بستان19مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۷ - شرح کردن موسی علیه‌السلام آن چهار فضیلت را جهت پای مزد ایمان فرعون12مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۸ - تفسیر کُنْتُ کَنْزاً مَخْفیّاً فَأَحْبَبْتُ اَنْ اُعْرَفَ22مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۹۹ - غره شدن آدمی به ذکاوت و تصویرات طبع خویشتن و طلب ناکردن علم غیب کی علم انبیاست15مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۰ - بیان این خبر کی کلموا الناس علی قدر عقولهم لا علی قدر عقولکم حتی لا یکذبوا الله و رسوله8مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۱ - قوله علیه السلام من بشرنی بخروج صفر بشرته بالجنة12مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۲ - مشورت کردن فرعون با ایسیه در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلام31مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرم‌الله وجهه چاره جست65مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۵ - مشورت کردن فرعون با وزیرش هامان در ایمان آوردن به موسی علیه‌السلام14مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه اللعنة37مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۷ - نومید شدن موسی علیه‌السلام از ایمام فرعون به تاثیر کردن سخن هامان در دل فرعون5مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۸ - منازعت امیران عرب با مصطفی علیه‌السلام کی ملک را مقاسمت کن با ما تا نزاعی نباشد و جواب فرمودن مصطفی علیه‌السلام کی من مامورم درین امارت و بحث ایشان از طرفین32مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۰۹ - در بیان آنک شناسای قدرت حق نپرسد کی بهشت و دوزخ کجاست22مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۰ - جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم می‌گوید48مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۱ - تفسیر این آیت کی و ما خلقنا السموات والارض و ما بینهما الا بالحق نیافریدمشان بهر همین کی شما می‌بینید بلک بهر معنی و حکمت باقیه کی شما نمی‌بینید آن را40مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۲ - وحی کردن حق به موسی علیه‌السلام کی ای موسی من کی خالقم تعالی ترا دوست می‌دارم12مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۳ - خشم کردن پادشاه بر ندیم و شفاعت کردن شفیع آن مغضوب علیه را و از پادشاه درخواستن و پادشاه شفاعت او قبول کردن و رنجیدن ندیم از این شفیع کی چرا شفاعت کردی41مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۴ - گفتن خلیل مر جبرئیل را علیهماالسلام چون پرسیدش کی الک حاجة خلیل جوابش داد کی اما الیک فلا27مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۵ - مطالبه کردن موسی علیه‌السلام حضرت را کی خَلَقتَ خَلقاً اَهلَکتَهُم و جواب آمدن29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقل‌ِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ هم‌چون روغن پنهانست21مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۷ - مثال دیگر هم درین معنی34مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاه‌زاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ  أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاه‌زاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون می‌گویم زر و اطلس و اکسون نمی‌گویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید28مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۱۹ - عروس آوردن پادشاه فرزند خود را از خوف انقطاع نسل16مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۰ - اختیار کردن پادشاه دختر درویش زاهدی را از جهت پسر و اعتراض کردن اهل حرم و ننگ داشتن ایشان از پیوندی درویش31مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۱ - مستجاب شدن دعای پادشاه در خلاص پسرش از جادوی کابلی29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شه‌زاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آدمی‌بچه را از پدر ببرید به سحر و انبیا و اولیا آن طبیب تدارک کننده53مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق می‌مردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست17مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۴ - بیان آنک مجموع عالم صورت عقل کل است چون با عقل کل به‌کژ‌روی جفا کردی صورت عالم ترا غم فزاید اغلب احوال چنانک دل با پدر بد کردی صورت پدر غم فزاید ترا و نتوانی رویش را دیدن اگر چه پیش از آن نور دیده بوده باشد و راحت جان12مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیه‌السلام کی از پدر احوال پدر می‌پرسیدند می‌گفت آری دیدمش می‌آید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند می‌گفتند خود مژده‌ای داد این بیهوش شدن چیست29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة11مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۷ - بیان آنک عقل جزوی تا بگور بیش نبیند در باقی مقلد اولیا و انبیاست37مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۸ - بیان آنک یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله چون نبی نیستی ز امت باش چونک سلطان نه‌ای رعیت باش پس رو خاموش باش از خود زحمتی و رایی متراش29مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۲۹ - قصهٔ شکایت استر با شتر کی من بسیار در رو می‌افتم در راه رفتن تو کم در روی می‌آیی این چراست و جواب گفتن شتر او را30مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۰ - تصدیق کردن استر جوابهای شتر را و اقرار کردن بفضل او بر خود و ازو استعانت خواستن و بدو پناه گرفتن به صدق و نواختن شتر او را و ره نمودن و یاری دادن پدرانه و شاهانه24مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۱ - لابه کردن قبطی سبطی را کی یک سبو به نیت خویش از نیل پر کن و بر لب من نه تا بخورم به حق دوستی و برادری کی سبو کی شما سبطیان بهر خود پر می‌کنید از نیل آب صاف است و سبوکی ما قبطیان پر می‌کنیم خون صاف است63مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین50مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن می‌نماید ترا کی چنین‌ها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرود‌بن فرود آی تا آن خیال‌ها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد می‌دید خیال نبود و جواب این مثالی‌ست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت31مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۴ - باقی قصهٔ موسی علیه‌السلام62مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا31مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۶ - بیان آنک خلق دوزخ گرسنگانند و نالانند به حق کی روزیهای ما را فربه گردان و زود زاد به ما رسان کی ما را صبر نماند43مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۷ - رفتن ذوالقرنین به کوه قاف و درخواست کردن کی ای کوه قاف از عظمت صفت حق ما را بگو و گفتن کوه قاف کی صفت عظمت او در گفت نیاید کی پیش آنها ادراکها فدا شود و لابه کردن ذوالقرنین کی از صنایعش کی در خاطر داری و بر تو گفتن آن آسان‌تر بود بگوی10مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره34مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه‌ السّلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر چهارم › بخش ۱۳۹ - نمودن جبرئیل علیه‌ السّلام خود را به مصطفی صلی‌الله علیه و سلّم به صورت خویش و از هفتصد پر او چون یک پر ظاهر شد افق را بگرفت و آفتاب محجوب شد با همهٔ شعاعش (2/2)40مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱ - سر آغاز30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲ - تفسیر خذ اربعة من الطیر فصرهن الیک32مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳ - در سبب ورود این حدیث مصطفی صلوات الله علیه که الکافر یأکل فی سبعة امعاء و المؤمن یأکل فی معا واحد33مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیه‌السلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیه‌السلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود می‌شست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود50مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶ - نواختن مصطفی علیه‌السلام آن عرب مهمان را و تسکین دادن او را از اضطراب و گریه و نوحه کی بر خود می‌کرد در خجالت و ندامت و آتش نومیدی15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷ - بیان آنک نماز و روزه و همه چیزهای برونی گواهیهاست بر نور اندرونی17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰ - گواهی فعل و قول بیرونی بر ضمیر و نور اندرونی6مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بی‌آنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن‌ نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بی‌فعل عارف و بی‌قول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲ - عرضه کردن مصطفی علیه‌السلام شهادت را بر مهمان خویش27مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا می‌شود تا او هم یار می‌شود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی14مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴ - انکار اهل تن غذای روح را و لرزیدن ایشان بر غذای خسیس3مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵ - مناجات12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶ - تمثیل لوح محفوظ و ادراک عقل هر کسی از آن لوح آنک امر و قسمت و مقدور هر روزهٔ ویست هم چون ادراک جبرئیل علیه‌السلام هر روزی از لوح اعظم عقل مثال جبرئیلست و نظر او به تفکر به سوی غیبی که معهود اوست در تفکر و اندیشهٔ کیفیت معاش و بیرون شو کارهای هر روزینه مانند نظر جبرئیلست در لوح و فهم کردن او از لوح12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷ - تمثیل روشهای مختلف و همتهای گوناگون به اختلاف تحری متحریان در وقت نماز قبله را در وقت تاریکی و تحری غواصان در قعر بحر17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد8مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۹ - سبب آنک فرجی را نام فرجی نهادند از اول41مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۰ - صفت طاوس و طبع او و سبب کشتن ابراهیم علیه‌السلام او را25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌بینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً39مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه18مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۳ - حکایت آن اعرابی کی سگ او از گرسنگی می‌مرد و انبان او پر نان و بر سگ نوحه می‌کرد و شعر می‌گفت و می‌گریست و سر و رو می‌زد و دریغش می‌آمد لقمه‌ای از انبان به سگ دادن21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۴ - در بیان آنک هیچ چشم بدی آدمی را چنان مهلک نیست کی چشم پسند خویشتن مگر کی چشم او مبدل شده باشد به نور حق که بی یسمع و بی یبصر و خویشتن او بی‌خویشتن شده8مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیه‌السلام لا رهبانیة فی‌الاسلام12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است18مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۰ - در تفسیر قول رسول علیه‌السلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجوره16مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوس‌اند هم‌چون هاروت و ماروت در چاه بابل21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را7مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکی‌ها و مال دنیا هم‌چون پرهای طاوس عدو جانست24مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۴ - در صفت آن بی‌خودان کی از شر خود و هنر خود آمن شده‌اند کی فانی‌اند در بقای حق هم‌چون ستارگان کی فانی‌اند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد47مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست هم‌چون آن مرغی کی قصد صید ملخ می‌کرد و به صید ملخ مشغول می‌بود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمی‌بینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش می‌بین تا چشم نیز باز شدن46مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیه‌السلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۷ - مناجات43مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۸ - قال النبی علیه‌السلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال10مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید63مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران24مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۲ - تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاوان لاغر را خدا به صفت شیران گرسنه آفریده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها می‌خوردند اگر چه آن خیالات صور گاوان در آینهٔ خواب نمودند تو معنی بگیر8مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیه‌السلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید22مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۴ - تفسیر خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین و تفسیر و من نعمره ننکسه فی الخلق12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ52مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیست‌نما و عالم نیست هست‌نما25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسول‌الله22مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۸ - تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْ11مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۴۹ - در تفسیر قول مصطفی علیه‌السلام من جعل الهموم هما واحدا کفاه الله سائر همومه و من تفرقت به الهموم لا یبالی الله فی ای واد اهلکه21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۰ - در معنی این بیت «گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی بهستیت بگرایند»14مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۱ - قصهٔ آن شخص کی دعوی پیغامبری می‌کرد گفتندش چه خورده‌ای کی گیج شده‌ای و یاوه می‌گویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خوردمی نه گیج شدمی و نه یاوه گفتمی کی هر سخن نیک کی با غیر اهلش گویند یاوه گفته باشند اگر چه در آن یاوه گفتن مامورند30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۲ - سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان می‌خوانند و با آب حیات ابدی22مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۳ - در بیان آنک مرد بدکار چون متمکن شود در بدکاری و اثر دولت نیکوکاران ببیند شیطان شود و مانع خیر گردد از حسد هم‌چون شیطان کی خرمن سوخته همه را خرمن سوخته خواهد أَرَأَیْتَ الَّذي یَنْهی عَبْداً إِذا صَلّی26مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۴ - مناجات29مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی می‌گوید16مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۶ - داستان آن عاشق کی با معشوق خود برمی‌شمرد خدمتها و وفاهای خود را و شبهای دراز تتجافی جنوبهم عن المضاجع را و بی‌نوایی و جگر تشنگی روزهای دراز را و می‌گفت کی من جزین خدمت نمی‌دانم اگر خدمت دیگر هست مرا ارشاد کن کی هر چه فرمایی منقادم اگر در آتش رفتن است چون خلیل علیه‌السلام و اگر در دهان نهنگ دریا فتادنست چون یونس علیه‌السلام و اگر هفتاد بار کشته شدن است چون جرجیس علیه‌السلام و اگر از گریه نابینا شدن است چون شعیب علیه‌السلام و وفا و جانبازی انبیا را علیهم‌السلام شمار نیست و جواب گفتن معشوق او را23مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۷ - یکی پرسید از عالمی عارفی کی اگر در نماز کسی بگرید به آواز و آه کند و نوحه کند نمازش باطل شود جواب گفت کی نام آن آب دیده است تا آن گرینده چه دیده است اگر شوق خدا دیده است و می‌گرید یا پشیمانی گناهی نمازش تباه نشود بلک کمال گیرد کی لا صلوة الا بحضور القلب و اگر او رنجوری تن یا فراق فرزند دیده است نمازش تباه شود کی اصل نماز ترک تن است و ترک فرزند ابراهیم‌وار کی فرزند را قربان می‌کرد از بهر تکمیل نماز و تن را به آتش نمرود می‌سپرد و امر آمد مصطفی را علیه‌السلام بدین خصال کی فاتبع ملة ابراهیم لقد کانت لکم اسوة حسنة فی‌ابراهیم6مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۸ - مریدی در آمد به خدمت شیخ و ازین شیخ پیر سن نمی‌خواهم بلک پیرعقل و معرفت و اگرچه عیسیست علیه‌السلام در گهواره و یحیی است علیه‌السلام در مکتب کودکان مریدی شیخ را گریان دید او نیز موافقت کرد و گریست چون فارغ شد و به در آمد مریدی دیگر کی از حال شیخ واقف‌تر بود از سر غیرت در عقب او تیز بیرون آمد گفتش ای برادر من ترا گفته باشم الله الله تا نیندیشی و نگویی کی شیخ می‌گریست و من نیز می‌گریستم کی سی سال ریاضت بی‌ریا باید کرد و از عقبات و دریاهای پر نهنگ و کوههای بلند پر شیر و پلنگ می‌باید گذشت تا بدان گریهٔ شیخ رسی یا نرسی اگر رسی شکر زویت لی الارض گویی بسیار62مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت می‌راند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر می‌کرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بی‌کدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوم‌اند ملعون نه‌اند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب (2/2)37مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۰ - تمثیل تلقین شیخ مریدان را و پیغامبر امت را کی ایشان طاقت تلقین حق ندارند و با حق‌الف ندارند چنانک طوطی با صورت آدمی الف ندارد کی ازو تلقین تواند گرفت حق تعالی شیخ را چون آیینه‌ای پیش مرید هم‌چو طوطی دارد و از پس آینه تلقین می‌کند لا تحرک به لسانک ان هو الا وحی یوحی اینست ابتدای مسلهٔ بی‌منتهی چنانک منقار جنبانیدن طوطی اندرون آینه کی خیالش می‌خوانی بی‌اختیار و تصرف اوست عکس خواندن طوطی برونی کی متعلمست نه عکس آن معلم کی پس آینه است و لیکن خواندن طوطی برونی تصرف آن معلم است پس این مثال آمد نه مثل15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۱ - صاحب‌دلی دید سگ حامله در شکم آن سگ‌بچگان بانگ می‌کردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایده‌ها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی28مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۲ - قصهٔ اهل ضروان و حسد ایشان بر درویشان کی پدر ما از سلیمی اغلب دخل باغ را به مسکینان می‌داد چون انگور بودی عشر دادی و چون مویز و دوشاب شدی عشر دادی و چون حلوا و پالوده کردی عشر دادی و از قصیل عشر دادی و چون در خرمن می‌کوفتی از کفهٔ آمیخته عشر دادی و چون گندم از کاه جدا شدی عشر دادی و چون آرد کردی عشر دادی و چون خمیر کردی عشر دادی و چون نان کردی عشر دادی لاجرم حق تعالی در آن باغ و کشت برکتی نهاده بود کی همه اصحاب باغ‌ها محتاج او بدندی هم به میوه و هم به سیم و او محتاج هیچ کس نی ازیشان فرزندانشان خرج عشر می‌دیدند منکر و آن برکت را نمی‌دیدند هم‌چون آن زن بدبخت که کدو را ندید و خر را دید64مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست هم‌چون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیه‌السلام کی جبرئیل علیه‌السلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۵ - فرستادن میکائیل را علیه‌السلام به قبض حفنه‌ای خاک از زمین جهت ترکیب ترتیب جسم مبارک ابوالبشر خلیفة الحق مسجود الملک و معلمهم آدم علیه‌السلام27مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیه‌السلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۷ - فرستادن اسرافیل را علیه‌السلام به خاک کی حفنه‌ای بر گیر از خاک بهر ترکیب جسم آدم علیه‌السلام29مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۸ - فرستادن عزرائیل ملک العزم و الحزم را علیه‌السلام ببر گرفتن حفنه‌ای خاک تا شود جسم آدم چالاک عیله‌السلام و الصلوة34مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۶۹ - بیان آنک مخلوقی کی ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او هم‌چون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفته‌ام و از مخلوق سخن نشنیده‌ام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن می‌گویم و ازیشان می‌شنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمی‌بینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی27مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون33مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۱ - در بیان وخامت چرب و شیرین دنیا و مانع شدن او از طعام الله چنانک فرمود الجوع طعام الله یحیی به ابدان الصدیقین ای فی الجوع طعام الله و قوله ابیت عند ربی یطعمنی و یسقینی و قوله یرزقون فرحین17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات (2/2)25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۴ - قصهٔ ایاز و حجره داشتن او جهت چارق و پوستین و گمان آمدن خواجه تاشانش را کی او را در آن حجره دفینه است به سبب محکمی در و گرانی قفل35مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده می‌شود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم می‌آید و از خجالت سر و ریش و قلم گم می‌کند و العاقل یکفیه الاشاره26مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۶ - حکمت نظر کردن در چارق و پوستین کی فلینظر الانسان مم خلق9مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۷ - خلق الجان من مارج من نار و قوله تعالی فی حق ابلیس انه کان من الجن ففسق47مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۸ - در معنی این کی ارنا الاشیاء کما هی و معنی این کی لو کشف الغطاء ما از ددت یقینا و قوله در هر که تو از دیدهٔ بد می‌نگری از چنبرهٔ وجود خود می‌نگری پایهٔ کژ کژ افکند سایه25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۷۹ - بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بی‌نیازیست چنان که آینه بی‌صورتست و ساده است و بی‌صورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۰ - معشوقی از عاشق پرسید کی خود را دوست‌تر داری یا مرا گفت من از خود مرده‌ام و به تو زنده‌ام از خود و از صفات خود نیست شده‌ام و به تو هست شده‌ام علم خود را فراموش کرده‌ام و از علم تو عالم شده‌ام قدرت خود را از یاد داده‌ام و از قدرت تو قادر شده‌ام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم هر که را آینهٔ یقین باشد گرچه خود بین خدای بین باشد اخرج به صفاتی الی خلقی من رآک رآنی و من قصدک قصدنی و علی هذا30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۱ - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشه‌ای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیال‌اندیشان در کار انبیا و اولیا کی می‌گفتند کی ساحرند و خویشتن ساخته‌اند و تصدر می‌جویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد29مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۲ - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل هم‌چون بدگمانان در حق انبیا علیهم‌السلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة14مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۳ - حواله کردن پادشاه قبول و توبهٔ نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۴ - فرمودن شاه ایاز را کی اختیار کن از عفو و مکافات کی از عدل و لطف هر چه کنی اینجا صوابست و در هر یکی مصلحتهاست کی در عدل هزار لطف هست درج و لکم فی القصاص حیوة آنکس کی کراهت می‌دارد قصاص را درین یک حیات قاتل نظر می‌کند و در صد هزار حیات کی معصوم و محقون خواهند شدن در حصن بیم سیاست نمی‌نگرد25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۵ - تعجیل فرمودن پادشاه ایاز را کی زود این حکم را به فیصل رسان و منتظر مدار و ‌«ایام بیننا‌» مگو کی ‌«الانتظار موت الاحمر‌»‌، و جواب گفتن ایاز شاه را16مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۶ - حکایت در تقریر این سخن کی چندین گاه گفت ذکر را آزمودیم مدتی صبر و خاموشی را بیازماییم13مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۷ - در بیان کسی کی سخنی گوید کی حال او مناسب آن سخن و آن دعوی نباشد چنان که کفره و لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الأَرْضَ لَیَقولُنَّ اللهُ خدمت بت سنگین کردن و جان و زر فدای او کردن چه مناسب باشد با جانی کی داند کی خالق سموات و ارض و خلایق الهیست سمیعی بصیری حاضری مراقبی مستولی غیوری الی آخره65مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۸ - حکایت در بیان توبهٔ نصوح کی چنانک شیر از پستان بیرون آید باز در پستان نرود آنک توبه نصوحی کرد هرگز از آن گناه یاد نکند به طریق رغبت بلک هر دم نفرتش افزون باشد و آن نفرت دلیل آن بود کی لذت قبول یافت آن شهوت اول بی‌لذت شد این به جای آن نشست نبرد عشق را جز عشق دیگر چرا یاری نجویی زو نکوتر وانک دلش باز بدان گناه رغبت می‌کند علامت آنست کی لذت قبول نیافته است و لذت قبول به جای آن لذت گناه ننشسته است سنیسره للیسری نشده است لذت و نیسره للعسری باقیست بر وی14مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۸۹ - در بیان آنک دعای عارف واصل و درخواست او از حق هم‌چو درخواست حقست از خویشتن کی کنت له سمعا و بصرا و لسانا و یدا و قوله و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی و آیات و اخبار و آثار درین بسیارست و شرح سبب ساختن حق تا مجرم را گوش گرفته بتوبهٔ نصوح آورد31مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۰ - نوبت جستن رسیدن به نصوح و آواز آمدن که همه را جستیم نصوح را بجویید و بیهوش شدن نصوح از آن هیبت و گشاده شدن کار بعد از نهایت بستگی کماکان یقول رسول الله صلی الله علیه و سلم اذا اصابه مرض او هم اشتدی ازمة تنفرجی14مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۱ - یافته شدن گوهر و حلالی خواستن حاجبکان و کنیزکانِ شاه‌زاده از نصوح30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۲ - باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن9مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۳ - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله13مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی22مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۵ - حکایت دیدن خر هیزم‌فروش با نوایی اسپان تازی را بر آخر خاص و تمنا بردن آن دولت را در موعظهٔ آنک تمنا نباید بردن الا مغفرت و عنایت و هدایت کی اگر در صد لون رنجی چون لذت مغفرت بود همه شیرین شود باقی هر دولتی کی آن را ناآزموده تمنی می‌بری با آن رنجی قرینست کی آن را نمی‌بینی چنانک از هر دامی دانه پیدا بود و فخ پنهان تو درین یک دام مانده‌ای تمنی می‌بری کی کاشکی با آن دانه‌ها رفتمی پنداری کی آن دانه‌ها بی‌دامست21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۶ - ناپسندیدن روباه گفتن خر را کی من راضیم به قسمت6مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۷ - جواب گفتن خر روباه را5مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۸ - جواب گفتن روبه خر را4مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۹۹ - جواب گفتن خر روباه را4مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان می‌کرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و ره‌گذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سبب‌سازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را18مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسب6مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخره15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن44مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۴ - فرق میان دعوت شیخ کامل واصل و میان سخن ناقصان فاضل فضل تحصیلی بر بسته13مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد می‌کرد و می‌گفت الحمدلله کی من بد نمی‌اندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب می‌فرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنه‌ای هم‌چون میزانست بسیاران ازو سرخ‌رو شوند و بسیاران بی‌مراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۶ - غالب شدن حیلهٔ روباه بر استعصام و تعفف خر و کشیدن روبه خر را سوی شیر به بیشه21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۷ - حکایت آن شخص کی از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخ زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت خداوند خانه پرسید کی خیرست چه واقعه است گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم کی مرا خر گیرند26مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۸ - بردن روبه خر را پیش شیر و جستن خر از شیر و عتاب کردن روباه با شیر کی هنوز خر دور بود تعجیل کردی و عذر گفتن شیر و لابه کردن روبه را شیر کی برو بار دگرش به فریب27مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۰۹ - در بیان آنک نقض عهد و توبه موجب بلا بود بلک موجب مسخ است چنانک در حق اصحاب سبت و در حق اصحاب مایدهٔ عیسی و جعل منهم القردة و الخنازیر و اندرین امت مسخ دل باشد و به قیامت تن را صورت دل دهند نعوذ بالله9مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۰ - دوم بار آمدن روبه بر این خر گریخته تا باز بفریبدش20مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را20مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۲ - جواب گفتن روبه خر را27مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۳ - حکایت شیخ محمد سررزی غزنوی قدس الله سره19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد48مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۵ - در معنی لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۶ - رفتن این شیخ در خانهٔ امیری بهر کدیه روزی چهار بار به زنبیل به اشارت غیب و عتاب کردن امیر او را بدان وقاحت و عذر گفتن او امیر را23مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۷ - گریان شدن امیر از نصیحت شیخ و عکس صدق او و ایثار کردن مخزن بعد از آن گستاخی و استعصام شیخ و قبول ناکردن و گفتن کی من بی‌اشارت نیارم تصرفی کردن13مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۸ - اشارت آمدن از غیب به شیخ کی این دو سال به فرمان ما بستدی و بدادی بعد ازین بده و مستان دست در زیر حصیر می‌کن کی آن را چون انبان بوهریره کردیم در حق تو هر چه خواهی بیابی تا یقین شود عالمیان را کی ورای این عالمیست کی خاک به کف گیری زر شود مرده درو آید زنده شود نحس اکبر در وی آید سعد اکبر شود کفر درو آید ایمان گردد زهر درو آید تریاق شود نه داخل این عالمست و نه خارج این عالم نه تحت و نه فوق نه متصل نه منفصل بی‌چون و بی چگونه هر دم ازو هزاران اثر و نمونه ظاهر می‌شود چنانک صنعت دست با صورت دست و غمزهٔ چشم با صورت چشم و فصاحت زبان با صورت زبان نه داخلست و نه خارج او نه متصل و نه منفصل والعاقل تکفیه الاشارة12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۱۹ - دانستن شیخ ضمیر سایل را بی گفتن و دانستن قدر وام وام‌داران بی گفتن کی نشان آن باشد کی اخرج به صفاتی الی خلقی13مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۰ - سبب دانستن ضمیرهای خلق5مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۱ - غالب شدن مکر روبه بر استعصام خر15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۲ - در بیان فضیلت احتما و جوع2مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۳ - مثل7مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۴ - حکایت مریدی کی شیخ از حرص و ضمیر او واقف شد او را نصیحت کرد به زبان و در ضمن نصیحت قوت توکل بخشیدش به امر حق14مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند15مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۶ - صید کردن شیر آن خر را و تشنه شدن شیر از کوشش، رفت به چشمه تا آب خورد تا باز آمدنِ شیر جگربند و دل و گرده را روباه خورده بود کی لطیفترست، شیر طلب کرد دل و جگر نیافت از روبه پرسید کی کو دل و جگر؟ روبه گفت اگر او را دل و جگر بودی آنچنان سیاستی دیده بود آن روز و به هزار حیله جان برده؛ کی برِ تو باز آمدی؟ لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۷ - حکایت آن راهب که روز با چراغ می‌گشت در میان بازار از سَرِ حالتی کی او را بود25مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۸ - دعوت کردن مسلمان مغ را24مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۲۹ - مثل شیطان بر در رحمان26مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهم‌السلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر می‌شمرد59مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۱ - درک وجدانی چون اختیار و اضطرار و خشم و اصطبار و سیری و ناهار به جای حس است کی زرد از سرخ بداند و فرق کند و خرد از بزرگ و طلخ از شیرین و مشک از سرگین و درشت از نرم به حس مس و گرم از سرد و سوزان از شیر گرم و تر از خشک و مس دیوار از مس درخت پس منکر وجدانی منکر حس باشد و زیاده که وجدانی از حس ظاهرترست زیرا حس را توان بستن و منع کردن از احساس و بستن راه و مدخل وجدانیات را ممکن نیست و العاقل تکفیه الاشارة36مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۲ - حکایت هم در بیان تقریر اختیار خلق و بیان آنک تقدیر و قضا سلب کنندهٔ اختیار نیست19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۳ - حکایت هم در جواب جبری و اثبات اختیار و صحت امر و نهی و بیان آنک عذر جبری در هیچ ملتی و در هیچ دینی مقبول نیست و موجب خلاص نیست از سزای آن کار کی کرده است چنانک خلاص نیافت ابلیس جبری بدان کی گفت بما اغویتنی والقلیل یدل علی الکثیر34مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء20مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۵ - و هم‌چنین قد جف القلم یعنی جف القلم و کتب لا یستوی الطاعة والمعصیة لا یستوی الامانة و السرقة جف القلم ان لا یستوی الشکر و الکفران جف القلم ان الله لا یضیع اجر المحسنین34مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند45مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۷ - باز جواب گفتن آن کافر جبری آن سنی را کی باسلامش دعوت می‌کرد و به ترک اعتقاد جبرش دعوت می‌کرد و دراز شدن مناظره از طرفین کی مادهٔ اشکال و جواب را نبرد الا عشق حقیقی کی او را پروای آن نماند و ذلک فضل الله یتیه من یشاء41مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۸ - پرسیدن پادشاه قاصدا ایاز را کی چندین غم و شادی با چارق و پوستین کی جمادست می‌گویی تا ایاز را در سخن آورد35مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۹ - گفتن خویشاوندان مجنون را کی حسن لیلی باندازه‌ایست چندان نیست ازو نغزتر در شهر ما بسیارست یکی و دو و ده بر تو عرضه کنیم اختیار کن ما را و خود را وا رهان و جواب گفتن مجنون ایشان را39مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۰ - حکایت جوحی کی چادر پوشید و در وعظ میان زنان نشست و حرکتی کرد زنی او را بشناخت کی مردست نعره‌ای زد26مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۱ - فرمودن شاه به ایاز بار دگر کی شرح چارق و پوستین آشکارا بگو تا خواجه‌تاشانت از آن اشارت پند گیرد کی الدین النصیحة و موعظه یابند5مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۲ - حکایت کافری کی گفتندش در عهد ابا یزید کی مسلمان شو و جواب گفتن او ایشان را11مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۳ - حکایت آن مؤذن زشت آواز کی در کافرستان بانگ نماز داد و مرد کافری او را هدیه داد42مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۴ - حکایت آن زن کی گفت شوهر را کی گوشت را گربه خورد شوهر گربه را به ترازو بر کشید گربه نیم من برآمد گفت ای زن گوشت نیم من بود و افزون اگر این گوشتست گربه کو و اگر این گربه است گوشت کو30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد33مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۶ - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد23مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۷ - رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهد12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را28مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیه‌السلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیه‌السلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است18مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۰ - جواب گفتن امیر مر آن شفیعان را و همسایگان زاهد را کی گستاخی چرا کرد و سبوی ما را چرا شکست من درین باب شفاعت قبول نخواهم کرد کی سوگند خورده‌ام کی سزای او را بدهم10مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد20مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۲ - باز جواب گفتن آن امیر ایشان را8مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی44مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست9مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمان‌خانه و اندیشه‌های مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشه‌های غم و شادی چون شخص مهمان‌دوست غریب‌نواز خلیل‌وار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و مؤمن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی3مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند29مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۷ - تمثیل فکر هر روزینه کی اندر دل آید به مهمان نو کی از اول روز در خانه فرود آید و فضیلت مهمان‌نوازی و ناز مهمان کشیدن و تحکم و بدخویی کند به خداوند خانه32مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را8مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۵۹ - وصیت کردن پدر دختر را کی خود را نگهدار تا حامله نشوی از شوهرت21مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون31مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۱ - نصیحت مبارزان او را کی با این دل و زهره کی تو داری کی از کلابیسه شدن چشم کافر اسیری دست بسته بیهوش شوی و دشنه از دست بیفتد زنهار زنهار ملازم مطبخ خانقاه باش و سوی پیکار مرو تا رسوا نشوی12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۲ - حکایت عیاضی رحمه‌الله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر می‌درانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبت35مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۳ - حکایت آن مجاهد کی از همیان سیم هر روز یک درم در خندق انداختی به تفاریق از بهر ستیزهٔ حرص و آرزوی نفس و وسوسهٔ نفس کی چون می‌اندازی به خندق باری به یک‌بار بینداز تا خلاص یابم کی الیاس احدی الراحتین او گفته کی این راحت نیز ندهم16مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۴ - صفت کردن مرد غماز و نمودن صورت کنیزک مصور در کاغذ و عاشق شدن خلیفهٔ مصر بر آن صورت و فرستادن خلیفه امیری را با سپاه گران بدر موصل و قتل و ویرانی بسیار کردن بهر این غرض17مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۵ - ایثار کردن صاحب موصل آن کنیزک را بدین خلیفه تا خون‌ریز مسلمانان بیشتر نشود54مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۶ - پشیمان شدن آن سرلشکر از آن خیانت کی کرد و سوگند دادن او آن کنیزک را کی به خلیفه باز نگوید از آنچ رفت28مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۷ - حجت منکران آخرت و بیان ضعف آن حجت زیرا حجت ایشان به دین باز می‌گردد کی غیر این نمی‌بینیم12مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۸ - آمدن خلیفه نزد آن خوب‌روی برای جماع5مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۶۹ - خنده گرفتن آن کنیزک را از ضعف شهوت خلیفه و قوت شهوت آن امیر و فهم کردن خلیفه از خندهٔ کنیزک18مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۰ - فاش کردن آن کنیزک آن راز را با خلیفه از زخم شمشیر و اکراه خلیفه کی راست گو سبب این خنده را و گر نه بکشمت30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و قصد او بود و ظلم او بر صاحب موصل کی و من اساء فعلیها و ان ربک لبالمرصاد و ترسیدن کی اگر انتقام کشد آن انتقام هم بر سر او آید چنانک این ظلم و طمع بر سرش آمد30مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۲ - بیان آنک نَحْنُ قَسَمْنا کی یکی را شهوت و قوت خران دهد و یکی را کیاست و قوت انبیا و فرشتگان بخشد سر ز هوا تافتن از سروریست ترک هوا قوت پیغامبریست تخمهایی کی شهوتی نبود بر آن جز قیامتی نبود10مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۳ - دادن شاه گوهر را میان دیوان و مجمع به دست وزیر کی این چند ارزد و مبالغه کردن وزیر در قیمت او و فرمودن شاه او را کی اکنون این را بشکن و گفت وزیر کی این را چون بشکنم الی آخر القصه19مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۴ - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلط‌افکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد22مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۵ - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را13مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۶ - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی32مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۷ - تفسیر گفتن ساحران فرعون را در وقت سیاست با او کی لا ضیر انا الی ربنا منقلبون33مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ (2/2)26مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریم (3/3)8مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضل‌ترست و عزیزتر و شریف‌تر و مکرم‌تر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم او54مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزند27مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بی‌نوا کس ندیده است39مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوند‌زادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهتر‌زاده‌ای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و می‌گداخت و هیچ طبیب علت او را در نمی‌یافت و او را زهرهٔ گفتن نه35مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند38مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحله‌ای الا من عصم الله31مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸ - در عموم تاویل این آیت کی کلما اوقدوا نارا للحرب4مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹ - قصه‌ای هم در تقریر این28مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰ - وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماند16مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان را34مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کله‌وار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا32مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند11مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام64مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۵ - حکایت پاسبان کی خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند به کلی بعد از آن هیهای و پاسبانی می‌کرد15مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ را36مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۷ - حکایت آن عاشق کی شب بیامد بر امید وعدهٔ معشوق بدان وثاقی کی اشارت کرده بود و بعضی از شب منتظر ماند و خوابش بربود معشوق آمد بهر انجاز وعده او را خفته یافت جیبش پر جوز کرد و او را خفته گذاشت و بازگشت50مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان می‌جوشد؛ تا هر که مجردست از آن می‌نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو می‌خوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»27مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۹ - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم16مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۰ - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست17مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۱ - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمی‌دانم ازین آشفتهٔ بی‌دل چه می‌خواهی نمی‌دانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی می‌دانی و جواب مطرب امیر را20مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما54مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۳ - تشبیه مغفلی کی عمر ضایع کند و وقت مرگ در آن تنگاتنگ توبه و استغفار کردن گیرد به تعزیت داشتن شیعهٔ اهل حلب هر سالی در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه و رسیدن غریب شاعر از سفر و پرسیدن کی این غریو چه تعزیه است16مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب13مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۵ - تمثیل مرد حریص نابیننده رزاقی حق را و خزاین و رحمت او را به موری کی در خرمن‌گاه بزرگ با دانهٔ گندم می‌کوشد و می‌جوشد و می‌لرزد و به تعجیل می‌کشد و سعت آن خرمن را نمی‌بیند40مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۶ - داستان آن شخص کی بر در سرایی نیم‌شب سحوری می‌زد همسایه او را گفت کی آخر نیم‌شبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا کسی نیست بهر کی می‌زنی و جواب گفتن مطرب او را42مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خارش می‌زد پیش آفتاب حجاز و از زخم خون از تن بلال برمی‌جوشید ازو احد احد می‌جست بی‌قصد او چنانک از دردمندان دیگر ناله جهد بی‌قصد زیرا از درد عشق ممتلی بود اهتمام دفع درد خار را مدخل نبود هم‌چون سحرهٔ فرعون و جرجیس و غیر هم لایعد و لا یحصی65مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیه‌السلام و مشورت در خریدن او36مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیه‌السلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری می‌شوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان45مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۰ - خندیدن جهود و پنداشتن کی صدیق مغبونست درین عقد41مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۱ - معاتبهٔ مصطفی علیه‌السلام با صدیق رضی الله عنه کی ترا وصیت کردم کی به شرکت من بخر تو چرا بهر خود تنها خریدی و عذر او36مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۲ - قصهٔ هلال کی بندهٔ مخلص بود خدای را صاحب بصیرت بی‌تقلید پنهان شده در بندگی مخلوقان جهت مصلحت نه از عجز چنانک لقمان و یوسف از روی ظاهر و غیر ایشان بندهٔ سایس بود امیری را و آن امیر مسلمان بود اما چشم بسته داند اعمی که مادری دارد لیک چونی بوهم در نارد اگر با این دانش تعظیم این مادر کند ممکن بود کی از عمی خلاص یابد کی اذا اراد الله به عبد خیرا فتح عینی قلبه لیبصره بهما الغیب این راه ز زندگی دل حاصل کن کین زندگی تن صفت حیوانست7مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن13مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۴ - مثل19مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۵ - رنجور شدن این هلال و بی‌خبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیه‌السلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیه‌السلام این هلال را23مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۶ - در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه13مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۷ - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء36مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۸ - داستان آن عجوزه کی روی زشت خویشتن را جندره و گلگونه می‌ساخت و ساخته نمی‌شد و پذیرا نمی‌آمد15مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۳۹ - داستان آن درویش کی آن گیلانی را دعا کرد کی خدا ترا به سلامت به خان و مان باز رساناد5مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۰ - صفت آن عجوز8مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۱ - قصهٔ درویشی کی از آن خانه هرچه می‌خواست می‌گفت نیست18مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۲ - رجوع به داستان آن کمپیر25مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۳ - حکایت آن رنجور کی طبیب درو اومید صحت ندید28مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۴ - رجوع به قصهٔ رنجور62مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۵ - قصهٔ سلطان محمود و غلام هندو67مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت33مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۷ - بار دیگر رجوع کردن به قصهٔ صوفی و قاضی (2/2)25مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۸ - طیره شدن قاضی از سیلی درویش و سرزنش کردن صوفی قاضی را9مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۴۹ - جواب دادن قاضی صوفی را27مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۰ - سؤال کردن آن صوفی قاضی را9مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۱ - جواب گفتن آن قاضی صوفی را32مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۲ - باز سؤال کردن صوفی از آن قاضی5مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۳ - جواب قاضی سؤال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن6مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۴ - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین17مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۵ - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن20مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۶ - مضاحک گفتن درزی و ترک را از قوت خنده بسته شدن دو چشم تنگ او و فرصت یافتن درزی24مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۷ - گفتن درزی ترک را هی خاموش کی اگر مضاحک دگر گویم قبات تنگ آید3مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۸ - بیان آنک بی‌کاران و افسانه‌جویان مثل آن ترک‌اند و عالم غرار غدار هم‌چو آن درزی و شهوات و زبان مضاحک گفتن این دنیاست و عمر هم‌چون آن اطلس پیش این درزی جهت قبای بقا و لباس تقوی ساختن7مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۵۹ - مثل12مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۰ - باز مکرر کردن صوفی سؤال را8مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۱ - جواب دادن قاضی صوفی را11مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهل‌تر از صبر در فراق یار بود22مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۳ - مثل54مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۴ - باقی قصهٔ فقیر روزی‌طلب بی‌واسطهٔ کسب74مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنج‌نامه کی پهلوی قبه‌ای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجست31مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنج9مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاه11مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن16مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنج‌نامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیم69مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سره12مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرم12مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتن47مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته است11مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشه27مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفة38مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد66مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنج31مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکار59مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آن29مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود (2/2)21مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم8مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۲ - مثل21مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۳ - جواب گفتن مسلمان آنچ دید به یارانش جهود و ترسا و حسرت خوردن ایشان24مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۴ - منادی کردن سید ملک ترمد کی هر کی در سه یا چهار روز به سمرقند رود به فلان مهم خلعت و اسپ و غلام و کنیزک و چندین زر دهم و شنیدن دلقک خبر این منادی در ده و آمدن به اولاقی نزد شاه کی من باری نتوانم رفتن (3/3)2مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن33مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمی‌توانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موش‌خانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره21مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی29مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۸ - لابه کردن موش مر چغز را کی بهانه میندیش و در نسیه مینداز انجاح این حاجت مرا کی فی التاخیر آفات و الصوفی ابن الوقت و ابن دست از دامن پدر باز ندارد و اب مشفق صوفی کی وقتست او را بنگرش به فردا محتاج نگرداند چندانش مستغرق دارد در گلزار سریع الحسابی خویش نه چون عوام منتظر مستقبل نباشد نهری باشد نه دهری کی لا صباح عند الله و لا مساء ماضی و مستقبل و ازل و ابد آنجا نباشد آدم سابق و دجال مسبوق نباشد کی این رسوم در خطهٔ عقل جز وی است و روح حیوانی در عالم لا مکان و لا زمان این رسوم نباشد پس او ابن وقتیست کی لا یفهم منه الا نفی تفرقة الا زمنة چنانک از الله واحد فهم شود نفی دوی نی حقیقت واحدی (2/2)41مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکی‌ام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره (2/2)45مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۰ - قصهٔ آنک گاو بحری گوهر کاویان از قعر دریا بر آورد شب بر ساحل دریا نهد در درخش و تاب آن می‌چرد بازرگان از کمین برون آید چون گاو از گوهر دورتر رفته باشد بازرگان به لجم و گل تیره گوهر را بپوشاند و بر درخت گریزد الی آخر القصه و التقریب19مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۱ - رجوع کردن به قصهٔ طلب کردن آن موش آن چغز را لب‌لب جو و کشیدن سر رشته تا چغز را در آب خبر شود از طلب او33مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۲ - قصهٔ عبدالغوث و ربودن پریان او را و سالها میان پریان ساکن شدن او و بعد از سالها آمدن او به شهر و فرزندان خویش را باز ناشکیفتن او از آن پریان به حکم جنسیت و همدلی او با ایشان40مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۳ - داستان آن مرد کی وظیفه داشت از محتسب تبریز و وامها کرده بود بر امید آن وظیفه و او را خبر نه از وفات او حاصل از هیچ زنده‌ای وام او گزارده نشد الا از محتسب متوفی گزارده شد چنانک گفته‌اند لیس من مات فاستراح بمیت انما المیت میت الاحیاء15مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۴ - آمدن جعفر رضی الله عنه به گرفتن قلعه به تنهایی و مشورت کردن ملک آن قلعه در دفع او و گفتن آن وزیر ملک را کی زنهار تسلیم کن و از جهل تهور مکن کی این مرد میدست و از حق جمعیت عظیم دارد در جان خویش الی آخره77مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۵ - رجوع کردن به حکایت آن شخص وام کرده و آمدن او به امید عنایت آن محتسب سوی تبریز18مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۶ - باخبر شدن آن غریب از وفات آن محتسب و استغفار او از اعتماد بر مخلوق و تعویل بر عطای مخلوق و یاد نعمتهای حق کردنش و انابت به حق از جرم خود ثُمَّ الَّذینَ کَفَروا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلونَ (2/2)36مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۷ - مثل دوبین هم‌چو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست درین معنی کی به عمر نان نفروشند هم اینجا تدارک کنم من غلط کردم نامم عمر نیست چون بدین دکان توبه و تدارک کنم نان یابم از همه دکان‌های این شهر و اگر بی‌تدارک هم‌چنین عمر نام باشم ازین دکان در گذرم محرومم و احولم و این دکان‌ها را از هم جدا دانسته‌ام28مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۸ - توزیع کردن پای‌مرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره (2/2)37مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۹۹ - دیدن خوارزمشاه رحمه الله در سیران در موکب خود اسپی بس نادر و تعلق دل شاه به حسن و چستی آن اسپ و سرد کردن عمادالملک آن اسپ را در دل شاه و گزیدن شاه گفت او را بر دید خویش چنانک حکیم رحمة الله علیه در الهی‌نامه فرمود چون زبان حسد شود نخاس یوسفی یابی از گزی کرباس از دلالی برادران یوسف حسودانه در دل مشتریان آن چندان حسن پوشیده شد و زشت نمودن گرفت کی وَ کانوا فیهِ مِنَ الزّاهِدینَ55مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۰ - ماخذهٔ یوسف صدیق صلوات‌الله علیه به حبس بضع سنین به سبب یاری خواستن از غیر حق و گفتن اذکرنی عند ربک مع تقریره (2/2)58مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پای‌مرد و آن غریب وام‌دار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پای‌مرد خواجه را الی آخره15مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۲ - گفتن خواجه در خواب به آن پای‌مرد وجوه وام آن دوست را کی آمده بود و نشان دادن جای دفن آن سیم و پیغام کردن به وارثان کی البته آن را بسیار نبینند وهیچ باز نگیرند و اگر چه او هیچ از آن قبول نکند یا بعضی را قبول نکند هم آنجا بگذارند تا هر آنک خواهد برگیرد کی من با خدا نذرها کردم کی از آن سیم به من و به متعلقان من حبه‌ای باز نگردد الی آخره50مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۳ - حکایت آن پادشاه و وصیت کردن او سه پسر خویش را کی درین سفر در ممالک من فلان جا چنین ترتیب نهید و فلان جا چنین نواب نصب کنید اما الله الله به فلان قلعه مروید و گرد آن مگردید13مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه‌های آبهای بی‌وفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمه‌ها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو می‌باید کز عاریه‌ها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید34مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۵ - روان شدن شه‌زادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره69مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۶ - رفتن پسران سلطان به حکم آنک الانسان حریص علی ما منع ما بندگی خویش نمودیم ولیکن خوی بد تو بنده ندانست خریدن به سوی آن قلعهٔ ممنوع عنه آن همه وصیت‌ها و اندرزهای پدر را زیر پا نهادند تا در چاه بلا افتادند و می‌گفتند ایشان را نفوس لوامه الم یاتکم نذیر ایشان می‌گفتند گریان و پشیمان لوکنا نسمع او نعقل ماکنا فی اصحاب السعیر61مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست39مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بی‌دریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره44مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانه‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره41مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۰ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود منهومان لا یشبعان طالب الدنیا و طالب العلم کی این علم غیر علم دنیا باید تا دو قسم باشد اما علم دنیا هم دنیا باشد الی آخره و اگر هم‌چنین شود کی طالب الدنیا و طالب الدنیا تکرار بود نه تقسیم مع تقریره3مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۱ - بحث کردن آن سه شه‌زاده در تدبیر آن واقعه5مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۲ - مقالت برادر بزرگین22مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره66مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۴ - روان گشتن شاه‌زادگان بعد از تمام بحث و ماجرا به جانب ولایت چین سوی معشوق و مقصود تا به قدر امکان به مقصود نزدیک‌تر باشند اگر چه راه وصل مسدودست به قدر امکان نزدیک‌تر شدن محمودست الی آخره6مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۵ - حکایت امرء القیس کی پادشاه عرب بود و به صورت عظیم به جمال بود یوسف وقت خود بود و زنان عرب چون زلیخا مردهٔ او و او شاعر طبع قفا نبک من ذکری حبیب و منزل چون همه زنان او را به جان می‌جستند ای عجب غزل او و نالهٔ او بهر چه بود مگر دانست کی این‌ها همه تمثال صورتی‌اند کی بر تخته‌های خاک نقش کرده‌اند عاقبت این امرء القیس را حالی پیدا شد کی نیم‌شب از ملک و فرزند گریخت و خود را در دلقی پنهان کرد و از آن اقلیم به اقلیم دیگر رفت در طلب آن کس کی از اقلیم منزه است یختص برحمته من یشاء الی آخره68مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره (1/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۶ - بعد مکث ایشان متواری در بلاد چین در شهر تختگاه و بعد دراز شدن صبر بی‌صبر شدن آن بزرگین کی من رفتم الوداع خود را بر شاه عرضه کنم اما قدمی تنیلنی مقصودی او القی راسی کفادی ثم یا پای رساندم به مقصود و مراد یا سر بنهم هم‌چو دل از دست آن‌جا و نصیحت برادران او را سود ناداشتن یا عاذل العاشقین دع فة اضلها الله کیف ترشدها الی آخره (2/2)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۷ - بیان مجاهد کی دست از مجاهده باز ندارد اگر چه داند بسطت عطاء حق را کی آن مقصود از طرف دیگر و به سبب نوع عمل دیگر بدو رساند کی در وهم او نبوده باشد او همه وهم و اومید درین طریق معین بسته باشد حلقهٔ همین در می‌زند بوک حق تعالی آن روزی را از در دیگر بدو رساند کی او آن تدبیر نکرده باشد و یرزقه من حیث لا یحتسب العبد یدبر والله یقدر و بود کی بنده را وهم بندگی بود کی مرا از غیر این در برساند اگر چه من حلقهٔ این در می‌زنم حق تعالی او را هم ازین در روزی رساند فی‌الجمله این همه درهای یکی سرایست مع تقریره31مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۸ - حکایت آن شخص کی خواب دید کی آنچ می‌طلبی از یسار به مصر وفا شود آنجا گنجیست در فلان محله در فلان خانه چون به مصر آمد کسی گفت من خواب دیده‌ام کی گنجیست به بغداد در فلان محله در فلان خانه نام محله و خانهٔ این شخص بگفت آن شخص فهم کرد کی آن گنج در مصر گفتن جهت آن بود کی مرا یقین کنند کی در غیر خانهٔ خود نمی‌باید جستن ولیکن این گنج یقین و محقق جز در مصر حاصل نشود11مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۱۹ - سبب تاخیر اجابت دعای مؤمن21مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۰ - رجوع کردن به قصهٔ آن شخص کی به او گنج نشان دادند به مصر و بیان تضرع او از درویشی به حضرت حق17مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۱ - رسیدن آن شخص به مصر و شب بیرون آمدن به کوی از بهر شبکوکی و گدایی و گرفتن عسس او را و مراد او حاصل شدن از عسس بعد از خوردن زخم بسیار و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ و قوله تعالی سَیَجْعَلُ اللهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً و قوله علیه‌السلام اشتدّی ازمّة تنفرجی و جمیع القرآن و الکتب المنزلة فی تقریر هذا19مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۲ - بیان این خبر کی الکذب ریبة والصدق طمانینة57مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۳ - مثل5مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۴ - بازگشتن آن شخص شادمان و مراد یافته و خدای را شکر گویان و سجده کنان و حیران در غرایب اشارات حق و ظهور تاویلات آن در وجهی کی هیچ عقلی و فهمی بدانجا نرسد49مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۵ - مکرر کردن برادران پند دادن بزرگین را و تاب ناآوردن او آن پند را و در رمیدن او ازیشان شیدا و بی‌خود رفتن و خود را در بارگاه پادشاه انداختن بی‌دستوری خواستن لیک از فرط عشق و محبت نه از گستاخی و لاابالی الی آخره63مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۶ - مفتون شدن قاضی بر زن جوحی و در صندوق ماندن و نایب قاضی صندوق را خریدن باز سال دوم آمدن زن جوحی بر امید بازی پارینه و گفتن قاضی کی مرا آزاد کن و کسی دیگر را بجوی الی آخر القصه26مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۷ - رفتن قاضی به خانهٔ زن جوحی و حلقه زدن جوحی به خشم بر در و گریختن قاضی در صندوقی الی آخره45مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره18مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۲۹ - در تفسیر این خبر کی مصطفی صلوات‌الله علیه فرمود من کنت مولاه فعلی مولاه تا منافقان طعنه زدند کی بس نبودش کی ما مطیعی و چاکری نمودیم او را چاکری کودکی خلم آلودمان هم می‌فرماید الی آخره15مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۰ - باز آمدن زن جوحی به محکمهٔ قاضی سال دوم بر امید وظیفهٔ پارسال و شناختن قاضی او را الی اتمامه36مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصهٔ شاه‌زاده و ملازمت او در حضرت شاه19مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۲ - در بیان آنک دوزخ گوید کی قنطرهٔ صراط بر سر اوست ای مؤمن از صراط زودتر بگذر زود بشتاب تا عظمت نور تو آتش ما را نکشد جز یا مؤمن فان نورک اطفاء ناری26مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه (1/3)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه (2/3)60مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۳ - متوفی شدن بزرگین از شه‌زادگان و آمدن برادر میانین به جنازهٔ برادر کی آن کوچکین صاحب‌فراش بود از رنجوری و نواختن پادشاه میانین را تا او هم لنگ احسان شد ماند پیش پادشاه صد هزار از غنایم غیبی و غنی بدو رسید از دولت و نظر آن شاه مع تقریر بعضه (3/3)5مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۴ - وسوسه‌ای کی پادشاه‌زاده را پیدا شد از سبب استغنایی و کشفی کی از شاه دل او را حاصل شده بود و قصد ناشکری و سرکشی می‌کرد شاه را از راه الهام و سر شاه را خبر شد دلش درد کرد روح او را زخمی زد چنانک صورت شاه را خبر نبود الی آخره38مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیه‌السلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را18مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز16مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۷ - رجوع کردن به قصهٔ پروردن حق تعالی نمرود را بی‌واسطهٔ مادر و دایه در طفلی34مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۸ - رجوع کردن بدان قصه کی شاه‌زاده بدان طغیان زخم خورد از خاطر شاه پیش از استکمال فضایل دیگر از دنیا برفت12مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۹ - وصیت کردن آن شخص کی بعد از من او برد مال مرا از سه فرزند من کی کاهل‌ترست25مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۴۰ - مثل14
Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı) — Mevlânâ Celâleddîn-i Rûmî | Anlam Arayışı