☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر پنجم › بخش ۱۳۴ - معنی ما شاء الله کان یعنی خواست خواست او و رضا رضای او جویید از خشم دیگران و رد دیگران دلتنگ مباشید آن کان اگر چه لفظ ماضیست لیکن در فعل خدا ماضی و مستقبل نباشد کی لیس عند الله صباح و لا مساء

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

قول بنده ایش شاء الله کان — بهر آن نبود که تنبل کن در آن

بلک تحریضست بر اخلاص و جد — که در آن خدمت فزون شو مستعد

گر بگویند آنچ می‌خواهی تو راد — کار کار تست برحسب مراد

آنگهان تنبل کنی جایز بود — کانچ خواهی و آنچ گویی آن شود

چون بگویند ایش شاء الله کان — حکم حکم اوست مطلق جاودان

پس چرا صد مرده اندر ورد او — بر نگردی بندگانه گرد او

گر بگویند آنچ می‌خواهد وزیر — خواست آن اوست اندر دار و گیر

گرد او گردان شوی صد مرده زود — تا بریزد بر سرت احسان و جود

یا گریزی از وزیر و قصر او — این نباشد جست و جوی نصر او

بازگونه زین سخن کاهل شدی — منعکس ادراک و خاطر آمدی

امر امر آن فلان خواجه‌ست هین — چیست یعنی با جز او کمتر نشین

گرد خواجه گرد چون امر آن اوست — کو کشد دشمن رهاند جان دوست

هرچه او خواهد همان یابی یقین — یاوه کم رو خدمت او برگزین

نی چو حاکم اوست گرد او مگرد — تا شوی نامه سیاه و روی زرد

حق بود تاویل که آن گرمت کند — پر امید و چست و با شرمت کند

ور کند سستت حقیقت این بدان — هست تبدیل و نه تاویلست آن

این برای گرم کردن آمدست — تا بگیرد ناامیدان را دو دست

معنی قرآن ز قرآن پرس و بس — وز کسی که آتش زدست اندر هوس

پیش قرآن گشت قربانی و پست — تا که عین روح او قرآن شدست

روغنی کو شد فدای گل به کل — خواه روغن بوی کن خواهی تو گل

← Önceki 809 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı