☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۸۷ - مبالغه کردن موش در لابه و زاری و وصلت جستن از چغز آبی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گفت کای یار عزیز مهرکار — من ندارم بی‌رخت یک‌دم قرار

روز نور و مکسب و تابم توی — شب قرار و سلوت و خوابم توی

از مروت باشد ار شادم کنی — وقت و بی‌وقت از کرم یادم کنی

در شبان‌روزی وظیفهٔ چاشتگاه — راتبه کردی وصال ای نیک‌خواه

من بدین یک‌بار قانع نیستم — در هوایت طرفه انسانیستم

پانصد استسقاستم اندر جگر — با هر استسقا قرین جوع البقر

بی‌نیازی از غم من ای امیر — ده زکات جاه و بنگر در فقیر

این فقیر بی‌ادب نا درخورست — لیک لطف عام تو زان برترست

می‌نجوید لطف عام تو سند — آفتابی بر حدثها می‌زند

نور او را زان زیانی نابده — وان حدث از خشکیی هیزم شده

تا حدث در گلخنی شد نور یافت — در در و دیوار حمامی بتافت

بود آلایش شد آرایش کنون — چون برو بر خواند خورشید آن فسون

شمس هم معدهٔ زمین را گرم کرد — تا زمین باقی حدثها را بخورد

جزو خاکی گشت و رست از وی نبات — هکذا یمحو الاله السیئات

با حدث که بترینست این کند — کش نبات و نرگس و نسرین کند

تا به نسرین مناسک در وفا — حق چه بخشد در جزا و در عطا

چون خبیثان را چنین خلعت دهد — طیبین را تا چه بخشد در رصد

آن دهد حقشان که لا عین رات — که نگنجد در زبان و در لغت

ما کییم این را بیا ای یار من — روز من روشن کن از خلق حسن

منگر اندر زشتی و مکروهیم — که ز پر زهری چو مار کوهیم

ای که من زشت و خصالم جمله زشت — چون شوم گل چون مرا او خار کشت

نوبهار حسن گل ده خار را — زینت طاووس ده این مار را

در کمال زشتیم من منتهی — لطف تو در فضل و در فن منتهی

حاجت این منتهی زان منتهی — تو بر آر ای حسرت سرو سهی

چون بمیرم فضل تو خواهد گریست — از کرم گرچه ز حاجت او بریست

بر سر گورم بسی خواهد نشست — خواهد از چشم لطیفش اشک جست

نوحه خواهد کرد بر محرومیم — چشم خواهد بست از مظلومیم

اندکی زان لطفها اکنون بکن — حلقه‌ای در گوش من کن زان سخن

آنک خواهی گفت تو با خاک من — برفشان بر مدرک غمناک من

← Önceki 947 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı