☪ Anlam Arayışı

← Mesnevî-i Ma'nevî (Farsça aslı)

مثنوی معنوی › دفتر ششم › بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصهٔ شاه‌زاده و ملازمت او در حضرت شاه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شاه‌زاده پیش شه حیران این — هفت گردون دیده در یک مشت طین

هیچ ممکن نه ببحثی لب گشود — لیک جان با جان دمی خامش نبود

آمده در خاطرش کین بس خفیست — این همه معنیست پس صورت ز چیست

صورتی از صورتت بیزار کن — خفته‌ای هر خفته را بیدار کن

آن کلامت می‌رهاند از کلام — وان سقامت می‌جهاند از سقام

پس سقام عشق جان صحتست — رنجهااش حسرت هر راحتست

ای تن اکنون دست خود زین جان بشو — ور نمی‌شویی جز این جانی بجو

حاصل آن شه نیک او را می‌نواخت — او از آن خورشید چون مه می‌گداخت

آن گداز عاشقان باشد نمو — هم‌چو مه اندر گدازش تازه‌رو

جمله رنجوران دوا دارند امید — نالد این رنجور کم افزون کنید

خوش‌تر از این سم ندیدم شربتی — زین مرض خوش‌تر نباشد صحتی

زین گنه بهتر نباشد طاعتی — سالها نسبت بدین دم ساعتی

مدتی بد پیش این شه زین نسق — دل کباب و جان نهاده بر طبق

گفت شه از هر کسی یک سر برید — من ز شه هر لحظه قربانم جدید

من فقیرم از زر از سر محتشم — صد هزاران سر خلف دارد سرم

با دو پا در عشق نتوان تاختن — با یکی سر عشق نتوان باختن

هر کسی را خود دو پا و یک‌سرست — با هزاران پا و سر تن نادرست

زین سبب هنگامه‌ها شد کل هدر — هست این هنگامه هر دم گرم‌تر

معدن گرمیست اندر لامکان — هفت دوزخ از شرارش یک دخان

← Önceki 997 / 1008 Sonraki →

Anlam Arayışı