☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب سوم در عشق و مستی و شور › بخش ۲۳ - حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شکر لب جوانی نی آموختی — که دلها در آتش چو نی سوختی

پدر بارها بانگ بر وی زدی — به تندی و آتش در آن نی زدی

شبی بر ادای پسر گوش کرد — سماعش پریشان و مدهوش کرد

همی گفت و بر چهره افکنده خوی — که آتش به من در زد این بار نی

ندانی که شوریده حالان مست — چرا بر فشانند در رقص دست؟

گشاید دری بر دل از واردات — فشاند سر دست بر کاینات

حلالش بود رقص بر یاد دوست — که هر آستینیش جانی در اوست

گرفتم که مردانه‌ای در شنا — برهنه توانی زدن دست و پا

بکن خرقه نام و ناموس و زرق — که عاجز بود مرد با جامه غرق

تعلق حجاب است و بی حاصلی — چو پیوندها بگسلی واصلی

← Önceki 103 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı