☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب چهارم در تواضع › بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

جوانی خردمندِ پاکیزه‌بوم — ز دریا بر آمد به دربندِ روم

در او فضل دیدند و فقر و تمیز — نهادند رختش به جایی عزیز

سرِ صالحان گفت روزی به مرد — که خاشاک مسجد بیفشان و گرد

همان کاین سخن مرد رهرو شنید — برون رفت و بازش کس آنجا ندید

بر آن حمل کردند یاران و پیر — که پروای خدمت نبودش فقیر

دگر روز خادم گرفتش به راه — که «‌ناخوب کردی به رایِ تباه

ندانستی ای کودکِ خودپسند‌؟ — که مردان ز خدمت به جایی رسند‌؟‌»

گرستن گرفت از سر صدق و سوز — که ‌«ای یار جان‌پرورِ دلفروز

نه گَرد اندر آن بُقعه دیدم‌، نه خاک — من آلوده بودم در آن جای پاک

گرفتم قدم لاجرم باز پس — که پاکیزه به مسجد از خاک و خس‌»

طریقت جز این نیست درویش را — که افکنده دارد تنِ خویش را

بلندیت باید‌، تواضع گزین — که آن بام را نیست سُلَّم جز این

← Önceki 108 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı