☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب اول در عدل و تدبیر و رای › بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست (3/3)

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نکونام را جاه و تشریف و مال — بیفزود و، بدگوی را گوشمال

به تدبیر دستور دانشورش — به نیکی بشد نام در کشورش

به عدل و کرم سالها ملک راند — برفت و نکونامی از وی بماند

چنین پادشاهان که دین پرورند — به بازوی دین، گوی دولت برند

از آنان نبینم در این عهد کس — وگر هست بوبکر سعد است و بس

بهشتی درختی تو، ای پادشاه — که افکنده‌ای سایه یک ساله راه

طمع بود از بخت نیک اخترم — که بال همای افکند بر سرم

خرد گفت دولت نبخشد همای — گر اقبال خواهی در این سایه آی

خدایا به رحمت نظر کرده‌ای — که این سایه بر خلق گسترده‌ای

دعا گوی این دولتم بنده‌وار — خدایا تو این سایه پاینده دار

صواب است پیش از کُشِش بند کرد — که نتوان سر کشته پیوند کرد

خداوند فرمان و رای و شکوه — ز غوغای مردم نگردد ستوه

سر پر غرور از تحمل تهی — حرامش بود تاج شاهنشهی

نگویم چو جنگ آوری پای دار — چو خشم آیدت عقل بر جای دار

تحمل کند هر که را عقل هست — نه عقلی که خشمش کند زیردست

چو لشکر برون تاخت خشم از کمین — نه انصاف ماند نه تقوی نه دین

ندیدم چنین دیو زیر فلک — که از وی گریزند چندین ملک

← Önceki 11 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı