☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب چهارم در تواضع › بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

کسی مشکلی برد پیشِ علی — مگر مشکلش را کُند مُنجَلی

امیرِ عدوبَندِ کشور‌گشای — جوابش بگفت از سرِ علم و رای

شنیدم که شخصی در آن انجمن — بگفتا چنین نیست یا باالحسن

نرنجید از او حیدرِ نامجوی — بگفت ار تو دانی از این به بگوی

بگفت آنچه دانست و بایسته گفت — به گِل چشمهٔ خور نشاید نهفت

پسندید از او شاهِ مردان جواب — که من بر خطا بودم او بر صواب

به از ما سخنگویِ دانا یکی است — که بالاتر از علم او علم نیست

گر امروز بودی خداوندِ جاه — نکردی خود از کبر در وی نگاه

به در کردی از بارگه حاجبش — فرو‌کوفتندی به ناواجبش

که مِن‌بعد بی‌آبرویی مکُن — ادب نیست پیشِ بزرگان سخُن

یکی را که پندار در سر بوَد — مپندار هرگز که حق بشنوَد

ز علمش ملال آید از وعظ ننگ — شقایق به باران نروید ز سنگ

گرت دُرِّ دریای فضل است خیز — به تذکیر در پایِ درویش ریز

نبینی که از خاکِ افتاده خوار — برویَد گُل و بشکفد نوبهار

مریز ای حکیم آستین‌های دُر — چو می‌بینی از خویشتن خواجه پُر

به چشمِ کسان در‌نیاید کسی — که از خود بزرگی نماید بسی

مگو تا بگویند شُکرت هزار — چو خود گفتی از کس توقّع مدار

← Önceki 130 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı