بوستان › باب پنجم در رضا › بخش ۱۳ - گفتار اندر اخلاص و برکت آن و ریا و آفت آن
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
عبادت به اخلاص نیت نکوست — وگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟
چه زنار مغ در میانت چه دلق — که در پوشی از بهر پندار خلق
مکن گفتمت مردی خویش فاش — چو مردی نمودی مخنث مباش
به اندازهٔ بود باید نمود — خجالت نبرد آن که ننمود و بود
که چون عاریت بر کنند از سرش — نماید کهن جامهای در برش
اگر کوتهی پای چوبین مبند — که در چشم طفلان نمایی بلند
وگر نقره اندوده باشد نحاس — توان خرج کردن بر ناشناس
منه جان من آب زر بر پشیز — که صراف دانا نگیرد به چیز
زر اندودگان را به آتش برند — پدید آید آنگه که مس یا زرند
ندانی که بابای کوهی چه گفت — به مردی که ناموس را شب نخفت؟
برو جان بابا در اخلاص پیچ — که نتوانی از خلق رستن به هیچ
کسانی که فعلت پسندیدهاند — هنوز از تو نقش برون دیدهاند
چه قدر آورد بنده حوردیس — که زیر قبا دارد اندام پیس؟
نشاید به دستان شدن در بهشت — که بازت رود چادر از روی زشت