☪ Anlam Arayışı

← Bostan

بوستان › باب پنجم در رضا › بخش ۱۴ - حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شنیدم که نابالغی روزه داشت — به صد محنت آورد روزی به چاشت

به کُتابش آن روز سائق نبرد — بزرگ آمدش طاعت از طفل خرد

پدر دیده بوسید و مادر سرش — فشاندند بادام و زر بر سرش

چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز — فتاد اندر او ز آتش معده سوز

به دل گفت اگر لقمه چندی خورم — چه داند پدر غیب یا مادرم؟

چو روی پسر در پدر بود و قوم — نهان خورد و پیدا به سر برد صوم

که داند چو در بند حق نیستی — اگر بی وضو در نماز ایستی؟

پس این پیر از آن طفل نادان تر است — که از بهر مردم به طاعت در است

کلید در دوزخ است آن نماز — که در چشم مردم گزاری دراز

اگر جز به حق می‌رود جاده‌ات — در آتش فشانند سجاده‌ات

← Önceki 147 / 234 Sonraki →

Anlam Arayışı